دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٣ - ٥/ ١٥ حجگزارى عايشه به هنگام محاصره عثمان
عثمان [نيز] به او گفت: «خداوند براى كسانى كه كفر ورزيدند، زنان نوح و لوط را مَثَل آورده كه هر دو، در نكاح دو بنده از شايستگان ما بودند و به آن دو خيانت كردند و كارى از دست شوهرانشان در برابر [عذاب] خدا ساخته نبود، و گفته شد: همراه داخلشوندگان، داخل آتش شويد».
١٢٤٨. الفتوح در يادكردِ بيرون رفتن عايشه [از مدينه] به قصد حج و سخنان او، هنگامى كه عثمان در محاصره و نزديك كشته شدن بود: ... سپس عايشه به قصد مكّه بيرون رفت و ابن عبّاس را ديد. به او گفت: اى ابن عبّاس! به تو عقل و زبان داده شده است. پس مبادا مردم را از كشتن اين طغيانگر، عثمان، باز دارى. من مىدانم كه او بلاى خاندانش مىشود، آن گونه كه ابو سفيان در ماجراى بدر، گروهش را دچار بلا ساخت.
١٢٤٩. تاريخ الطبرى به نقل از ابن عبّاس: عثمان به من گفت: خالد بن عاص بن هشام را بر مكّه گماردهام و خبر آنچه مردم كردهاند، به مكّيان رسيده است. مىترسم كه او را از برگزارى حج، باز دارند و او نيز نپذيرد و با آنان در حرم خداى عز و جل و محلّ امن الهى بجنگد؛ در حالى كه مردم از دورترين نقطهها مىآيند تا شاهد منافع خود باشند. از اين رو به نظرم رسيد كه سرپرستى امور حج را به تو بسپارم ....
ابن عبّاس، بيرون آمد و در صُلصُل[١] بر عايشه گذشت.
عايشه گفت: اى ابن عبّاس! تو را به خدا سوگند مىدهم كه مبادا اين مرد را با زبانِ گويايت رها كنى و مردم را دربارهاش به ترديد اندازى؛ زيرا مردمْ درباره او بينا گشته و راه خود را به روشنى يافتهاند و از هر سو به كارى كه مقدّر و حتمى شده،
[١]. صُلصُل، مكانى در هفت ميلى مدينه است كه در سال فتح مكّه، محلّ فرود آمدن پيامبر ٦ در روز بيرون آمدنش از مدينه به سوى مكّه بود( تاج العروس: ماده« صلل»).