دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠٧ - ٥/ ١٤ ياريخواهى عثمان از معاويه و كمكنكردن او
پس بيرون رفتند. و من به خانهام باز گشتم و على ٧ نيز به خانهاش باز گشت و مصريان، عثمان را در محاصره داشتند تا او را كشتند.
١٢٢٩. تاريخ الطبرى به نقل از سفيان بن ابى عَوجاء: عثمان به مصريان گفت: ... امّا سخنتان كه «كناره بگير»: من لباسى را كه خداى عز و جل بر من پوشانده و با آن، بزرگم داشته و آن را ويژه من ساخته است، از تن به در نمىكنم؛ امّا توبه مىكنم و [از گناه،] دست مىكشم و چيزى را كه مسلمانانْ عيب مىشمرند، تكرار نمىكنم كه به خدا سوگند، به خدا نيازمند و از او ترسانم.
گفتند: اگر اين، نخستين گناهى بود كه از تو سر مىزد و سپس از آن توبه مىكردى و دوباره آن را انجام نمىدادى، بر ما لازم بود كه از تو بپذيريم و از پيش تو باز گرديم؛ امّا همان گونه كه مىدانى، پيش از اين [نيز] گناهان ديگرى از تو سر زد و در مرتبه نخست، از نزد تو رفتيم و گمان نمىكرديم كه درباره ما چيزى بنويسى، يا كار ما را آن گونه چاره كنى كه در نامه همراه غلامت يافتيم.
اينك چگونه توبهات را بپذيريم، در حالى كه تو را آزمودهايم، كه از گناهى توبه نمىكنى، جز آن كه به سوى آن باز مىگردى؟ ما باز نمىگرديم تا آن كه تو را بركنار كرده، كسى ديگر را به جاى تو بنشانيم. و اگر قوم و خويشان و وابستگان تو از اين امرْ مانع شوند، با آنان مىجنگيم تا يا به تو دست يابيم و تو را به قتل برسانيم، يا اين كه جانهاى ما به خدا بپيوندد.
٥/ ١٤
ياريخواهى عثمان از معاويه و كمكنكردن او
١٢٣٠. تاريخ الطبرى به نقل از محمّد بن سائب كلبى: چون عثمان ديد كه چه بر سر او آمده است و مردم چگونه بر ضدّ او بر انگيخته شدهاند، به معاوية بن ابى سفيان كه در شام بود نوشت:
«به نام خداوند بخشنده مهربان. امّا بعد، اهل مدينه كافر شدهاند، اطاعت