دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠١ - ٥/ ١٣ محاصره دوم
يا گمراهى روشن و آشكارت، به ما برسد. اين، حرف ما با تو و جريان كار ماست كه با تو در ميان مىگذاريم؛ و خداوند، عذر ما را درباره تو بپذيرد. و السلام!».
١٢٢٤. تاريخ اليعقوبى: ابن عديس بلوى، عثمان را در خانهاش محاصره كرد و آنان را به خدا سوگند داد. سپس كليدهاى خزانه را از آنان خواست. كليدها را نزد طلحة بن عبيد اللّه آوردند، در حالى كه عثمان در خانهاش در محاصره بود. طلحه، زبير و عايشه، بيش از ديگران، [مردم را] بر ضدّ عثمان مىشوراندند.
١٢٢٥. الإمامة و السياسة: اشتر نخعى با هزار مرد، از كوفه و ابن ابى حذيفه با چهار صد نفر، از مصر آمدند و اهالى كوفه و مصر، شب و روز بر درِ خانه عثمان بودند و طلحه هر دو گروه را بر ضدّ عثمانْ تحريك مىكرد.
طلحه به آنان گفت: عثمان، تا هنگامى كه غذا و آب به او مىرسد، از محاصره شما باكى ندارد. پس، آنان مانع شدند كه آب به او برسد.
١٢٢٦. تاريخ الطبرى به نقل از عبد اللّه بن عيّاش، از ابو ربيعه: بر عثمانْ وارد شدم و ساعتى با او به گفتگو نشستم. گفت: اى ابن عيّاش! بيا. آن گاه دستم را گرفت و سخن كسانى را كه بر درِ خانهاش بودند، به من شنوانْد. سخنانى شنيديم. برخى مىگفتند: منتظر چه هستيد؟ و برخى مىگفتند: صبر كنيد؛ اميد است كه باز گردد.
در همان هنگام كه من و او ايستاده بوديم، طلحة بن عبيد اللّه از آن جا عبور مىكرد. پس ايستاد و گفت: ابن عديس كجاست؟
گفته شد: او اينجاست.
ابن عديس به نزدش آمد و طلحه چيزى در گوش او گفت. سپس ابن عديس باز گشت و به يارانش گفت: نه كسى را بگذاريد بر اين مرد [عثمان] داخل شود و نه كسى از نزد او بيرون بيايد.
عثمان به من گفت: اين، چيزى است كه طلحة بن عبيد اللّه بدان فرمان داده است.
سپس گفت: خدايا! خودت طلحة بن عبيد اللّه را از من باز دار؛ زيرا او اينان را بر ضدّ من برانگيخته و گِردشان آورده است و به خدا سوگند، اميد مىبرم كه چيزى از