دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٩ - ٥/ ٦ نخستين كسى كه به عثمان، جسارت كرد
٥/ ٦
نخستين كسى كه به عثمان، جسارت كرد
١٢٠٤. تاريخ الطبرى به نقل از عامر بن سعد: نخستين كسى كه با سخن زشت به عثمانْ جسارت كرد، جبلة بن عمرو ساعدى بود. او در مجلس مشورت قومش نشسته و در دستش طوقى آهنى بود كه عثمان از كنارش گذشت. عثمان سلام كرد و قوم جبله پاسخ دادند.
جبله گفت: چرا جواب سلام كسى را مىدهيد كه آن گونه و اين گونه كرد؟
سپس رو به عثمان كرد و گفت: به خدا سوگند، يا اين طوق را بر گردنت مىاندازم، يا خواص و نزديكانت را رها كن.
عثمان گفت: كدام خواص؟ به خدا سوگند، من از ميان مردم برمىگزينم.
گفت: مروان را برگزيدى، معاويه را برگزيدى، عبد اللّه بن عامر را برگزيدى، عبد اللّه بن سعد را برگزيدى! در ميان اينان، كسانى هستند كه قرآن به كشتنشان فرمان داده است و پيامبر خدا [نيز] خونشان را حلال كرده است.
١٢٠٥. أنساب الأشراف به نقل از واقدى: جبلة بن عمرو ساعدى، نخستين كسى بود كه به عثمانْ جسارت كرد و با وى با سخن تند، برخورد نمود. او يك روز، طوقى آورد و گفت: [اى عثمان!] به خدا سوگند، يا آن را در گردنت مىاندازم، يا خواص و نزديكانت را رها كن. بازار را طعمه حارث بن حَكَم نمودى و فلان و بهمان كردى.
عثمان، حارث را سرپرست بازار كرده بود. او [نيز] چارپايان را با لگامشان مىخريد و آنها را با اجحاف مىفروخت، و از مغازهداران باج مىگرفت و كارهاى زشت مىكرد.
با عثمان گفتگو شد كه بازار را از چنگ او بيرون آورد؛ امّا نكرد.
با جبله [نيز] درباره عثمانْ گفتگو شد و از او خواسته شد كه با عثمان، كارى نداشته باشد؛ امّا وى گفت: به خدا سوگند، نمىخواهم فردا كه خدا را ملاقات