دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٥ - ٥/ ٤ كوششهاى امام براى پيشگيرى از فتنه
جهاد، اين جاست!» و مردم بر ضدّ عثمان، سخنِ فراوان گفتند و زشتترين چيزهايى را كه مىشود به كسى نسبت داد، به وى نسبت دادند و اصحاب پيامبر خدا مىديدند و مىشنيدند و هيچ كس نبود كه مردم را نهى كند و از عثمانْ دفاع نمايد، جز چند تن انگشتشمار مانند: زيد بن ثابت، ابو اسيد ساعدى، كعب بن مالك و حَسّان بن ثابت.
مردم، گرد آمدند و با على ٧ گفتگو كردند. على ٧ بر عثمان وارد شد و فرمود: «مردم، پشت سر مناند و درباره تو با من گفتگو كردهاند. به خدا سوگند، نمىدانم با تو چه بگويم! چيزى نمىدانم كه ندانى و نمىتوانم به چيزى راهنمايىات كنم كه نشناسى. آنچه ما مىدانيم، مىدانى. ما به چيزى پيشى نگرفتهايم تا از آن آگاهت كنيم و بى تو با چيزى نبودهايم كه خبرش را به تو برسانيم و به امرى اختصاص نيافتهايم كه تو در آن نباشى. تو ديده و شنيدهاى و با پيامبر خدا مصاحبت داشته و به دامادى او رسيدهاى.
نه پسر ابو قحافه (ابو بكر) در عمل به حق، از تو سزاوارتر است و نه پسر خطّاب به چيزى از خير و نيكى، از تو شايستهتر. و تو از آنان به پيامبر خدا نزديكترى و افزون بر خويشى نسبى، به دامادى او نيز نايل آمدى و آن دو نايل نيامدند و در چيزى بر تو پيشى نگرفتند.
پس، خدا را، خدا را [در نظر داشته باش]! مواظب خود باش كه به خدا سوگند، تو نابينا نيستى تا به تو ره بنمايند و نادان نيستى تا به تو بياموزند. راه، آشكار و هويداست و نشانههاى دينْ برپا.
اى عثمان! مىدانى كه برترينِ بندگان خدا نزد خدا پيشواى عادلى است كه رهيافته و رهنما باشد و سنّت معروف را برپا دارد و بدعتِ رها شده را بميرانَد. به خدا سوگند، هر دو روشن و آشكارند: سنّتها برپا و نشانهدار هستند و بدعتها نيز برپا و هويدا.
بدترينِ مردم در نزد خدا، پيشواى ستمكار است؛ او كه گمراه و گمراهكننده است و سنّت معروف را مىميراند و بدعتِ رها شده را زنده مىگرداند. شنيدم كه پيامبر خدا مىفرمود:" روز قيامت، پيشواى ستمكار را بياورند، بى آن كه ياور و يا عذرخواهى داشته باشد. او را در دوزخ مىاندازند و در آن، همچون سنگ آسيا مىچرخد. سپس به قعر دوزخ فرو مىرود". و من تو را از خدا بيم و از مجازاتها و انتقامهايش هشدار مىدهم، كه عذاب او سخت و دردناك است.
تو را هشدار مىدهم كه مبادا پيشواى مقتول اين امّت باشى كه گفته مىشود: در اين امّت،