دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٣ - ٤/ ٧ ٧ تبعيد گروهى از صالحان امت
٤/ ٧ ـ ٧
تبعيد گروهى از صالحان امّت
١١٧٤. تاريخ الطبرى به نقل از شعبى: سعيد بن عاص، وارد كوفه شد و بزرگان كوفه را برمىگزيد تا بيايند و با هم شبنشينى كنند.
يك شب، در ميان بزرگان كوفه كه با او بودند، مالك بن كعب ارحبى، اسود بن يزيد نَخَعى، عَلقمة بن قيس نخعى و مالك اشتر و همراهانش نيز حضور داشتند.
سعيد گفت: اين سرزمين سرسبز (عراق)، بوستان قريش است.
اشتر گفت: آيا مىپندارى كه سرزمين حاصلخيزى كه خدا با شمشيرهايمان نصيب ما كرده، بوستان تو و قوم توست؟ به خدا سوگند، بيشترين سهم هر يك از شما، همانند سهم يكى از ماست. و گروهى با او دهان به دهان شدند.
عبد الرحمن اسدى كه رئيس انتظامات كوفه بود، گفت: آيا گفته امير را رد مىكنيد؟ و با آنان تندى كرد.
اشتر گفت: چه كسى اين جاست؟ [مواظب باشيد كه] اين مرد (عبد الرحمن)، از دست شما نگريزد.
پس [ياران اشتر] بر او ريختند و او را به سختى لگدكوب كردند تا آن كه بيهوش شد. سپس پايش را گرفته، كشيدند و او را [بيرون] انداختند ....
سعيد، خبر آن را به عثمان نوشت كه: «گروهى از اهالى كوفه فتنهانگيزى مىكنند و بر عيبجويى از من و تو و طعنه زدن به دين ما گرد آمدهاند و من مىترسم كه اگر كارشان استوار گردد، فراوان شوند». او نام ده تن را نيز در نامه آورد.
عثمان به سعيد نوشت: «آنان را به سوى معاويه روانه كن». و معاويه آن روزها امير شام بود. پس، نه نفر را به شام تبعيد كرد، از جمله: مالك اشتر، ثابت بن قيس بن منقع، كُميل بن زياد نخعى و صعصعة بن صوحان را.