دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٧٦ - تحريف تاريخ در ماجراى تبعيد ابو ذر
دادن معاويه به ابو ذر و تهديد او به قتل و روانه داشتن او به مدينه با شترِ بدون جهاز و تبعيد او از مدينه به گونهاى زشت، كه نقل آن، صحيح نيست و اگر هم صحيح باشد، بايد عذرى براى عثمان جُست ( [مثل اين كه] حاكم مىتواند رعيّت خود را تأديب كند، و يا عذرهايى ديگر) و نبايد آن را سبب طعن و اعتراض بر عثمان قرار داد. من يادآورى آن را خوش ندارم. عذرتراشان مىگويند: ....[١]
اينان كه اين چنين بر حقْ پرده مىافكنند، از آن سو گزارشهايى دروغين درباره ابو ذر مىآورند و بدين سان در شكستن قداست آن «راستگوترين مرد روى زمين» مىكوشند. شگفتا كهاين همه را از سيفبن عمر آوردهاند؛ او كه قهرمان جعل و تنديسى از دروغ و تبلور عينى اشاعه كذب است.
هيچ كس سيف را نستوده است. ابن معين، او را ضعيف شمرده و گفته است: «يك سكّه پول خُرد، از او بهتر است». ابو حاتم، او را «متروك الحديث» مىداند. نسايى و دارقُطنى بر «ضعف» او تصريح كردهاند. ابو داوود گفته است: « [خبر او] ارزشى ندارد» و ابن حبّان آورده است كه: «به بزرگان، دروغ مىبندد». سيف به زنديق بودنْ متّهم است و نيز گفتهاند كه حديث مىساخته است. حاكم نيشابورى نيز او را متّهم به زندقه دانسته است.[٢]
گزارشهاى سيف بن عمر، يكسر در پيراستن عثمان و دفاع از اوست. به طور مثال، او درباره تبعيد ابو ذر توسط عثمان مىگويد:
[ابو ذر به عثمان] گفت: اجازه خروج به من بده؛ چرا كه مدينه خانه من نيست. [عثمان] گفت: آيا جز اين است كه بهتر از آن نخواهى يافت؟. [ابو ذر] گفت: پيامبر خدا به من فرمان داده كه چون خانههاى مدينه به منطقه سلع رسيد، از آن
[١]. الكامل فى التاريخ: ج ٢ ص ٢٥١.
[٢]. تهذيب التهذيب: ج ٢ ص ٤٦٧ ش ٣١٨٤، ميزان الاعتدال: ج ٢ ص ٢٥٥ ش ٣٦٣٧.