دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٥ - ٤/ ٤ حاكم كردن برخى دشمنان اسلام(از ميان نزديكانش) بر سرزمينهاى اسلامى
٤/ ٤
حاكم كردن برخى دشمنان اسلام (از ميان نزديكانش) بر سرزمينهاى اسلامى
١١٣٤. الآثار به نقل از ابو حنيفه: برايم روايت شده كه عمر بن خطّاب گفت: اگر خلافت را به عثمان بسپارم، او خاندان ابو مُعَيط را بر گُرده مردمْ سوار مىكند. به خدا سوگند، اگر بكنم، مىكند و اگر بكند، طولى نمىكشد كه [مردم] به سوى او مىآيند تا سرش را جدا سازند.
١١٣٥. تاريخ المدينة به نقل از مدائنى: معاويه به عثمان گفت: اى امير مؤمنان! تو در صله رحم با ما، به آنجا رسيدى كه بزرگ هر قوم براى قوم مىكند. ما را بر گُرده مردم سوار كردى و بزرگ هر سرزمين قرار دادى. پس، هر يك از ما را مسئول حوزه ولايت خودش و توابع آن كن تا كارهايت به سامان رسد.
عثمان، سخن معاويه را پسنديد و كارگزارانش را به شهرهايشان باز گرداند.
١١٣٦. إرشاد القلوب به نقل از حذيفة بن يمان: چون عثمان بن عفّان برگزيده شد، عمويش حكم بن عاص و فرزندان وى (مروان و حارث بن حكم) به او پناه آوردند.
او كارگزارانش را به شهرها روانه كرد. در ميان كسانى كه كارگزارشان نمود، عمر بن سفيان بن مغيرة بن ابى عاص بن اميّه بود كه به مُشكان[١] روانهاش كرد و [نيز] حارث بن حَكم كه وى را به مدائن[٢] فرستاد. او مدّتى در آنجا ماند؛ [ولى] بر مردمش سخت مىگرفت و با آنان بدرفتارى مىكرد.
[١]. مشكان، آبادىاى در استخر فارس و نيز آبادىاى در فيروزآباد فارس و نيز آبادىاى در ناحيه همدان، در نزديكى روادور و همچنين شهرى در قُهِستان است( تاج العروس: ماده« مشك»).
[٢]. مدائن، در اصل،« مدائن( شهرهاى) هفتگانه» نام داشته و جايگاه پادشاهان فارس بوده و بر كرانه شرقى دجله و به فاصله يك مرحله راه در پايين بغداد بوده است. ايوان كسرا در آن قرار دارد و در سال چهاردهم هجرى به دست مسلمانان فتح شده است( تقويم البلدان: ص ٣٠٢).