دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢٥ - ٤/ ٢ ١٣ خليفه و مسئول بيت المال
تاول زد. او چهار زن بر جاى گذاشت كه سهم يك زن از يك هشتم آن مال، هشتاد هزار [دينار] شد.
١١٢٢. تاريخ اليعقوبى: چون بيمارى عبد الرحمنْ شدّت گرفت، زنش تماضر (دختر اصبغ كلبى) را طلاق داد؛ ولى عثمان، او را جزو وارثان شمرد و سهمش (يعنى يك چهارم از يك هشتم) را با صد هزار دينار مصالحه كرد.
٤/ ٢ ـ ١٣
خليفه و مسئول بيت المال
١١٢٣. تاريخ اليعقوبى به نقل از عبد الرحمن بن يسار: كارگزار زكات مسلمانان در بازار مدينه را ديدم كه چون شب شد، عثمان به نزدش آمد و به او گفت: آن [زكات گردآمده] را به حَكَم بن ابى عاص بده.
عثمان، چون جايزهاى به هر يك از خاندانش مىبخشيد، آن را از بيت المال مىداد و [در هنگام باز پس دادن،] مقاومت مىكرد و [به خزانهدار بيت المال] مىگفت: باشد؛ إن شاء اللّه به تو [باز پس] مىدهيم.
[يك بار،] خزانهدار، پافشارى كرد. عثمان به او گفت: تو خزانهدار ما هستى! هر گاه [قرض را] به تو باز پس داديم، بگير و هر گاه ساكت مانديم، ساكت بمان!
خزانهدار گفت: به خدا سوگند كه دروغ گفتى! من خزانهدار تو و خاندانت نيستم. من خزانهدار مسلمانانم.
خزانهدار، روز جمعه، در حالى كه عثمانْ خطبه مىخواند، كليدها را آورد و گفت: اى مردم! عثمان مىپندارد كه من خزانهدار او و خاندانش هستم، در حالى كه من خزانهدار مسلمانانم و اينها كليدهاى بيت المال شماست. و آنها را پرتاب كرد.
عثمان آنها را گرفت و به زيد بن ثابت داد.