دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠٧ - ٤/ ٢ ٢ دادن امتيازات ويژه به پسر عمويش مروان بن حكم
١٠٩٢. تاريخ أبى الفداء: عثمان، فَدَك[١] را به مروان بن حكم داد، در حالى كه آن، صدقه پيامبر خدا ٦ بود كه چون فاطمه ٣ به عنوان ميراث، مطالبهاش كرد، ابو بكر از پيامبر خدا ٦ روايت كرد كه: «ما پيامبران، آنچه را بر جاى مىنهيم، صدقه است، نه ارث».
فدك، پيوسته در دست مروان و پسرانش بود، تا آن كه عمر بن عبد العزيز، خليفه شد و آن را از تصرفكنندگانش گرفت و صدقهاش گردانْد.
١٠٩٣. شرح نهج البلاغة: هنگامى كه عثمان، دخترش امّ ابان را به همسرى مروان در آورد، فرمان داد تا از بيت المال، صد هزار [درهم] به وى بدهند.
پس، زيد بن ارقم، مسئول بيت المال، كليدها [ى بيت المال] را آورد و جلوى عثمان نهاد و گريست.
عثمان گفت: آيا به خاطر اين كه صله رحم مىكنم، مىگريى؟
گفت: نه .... به خدا سوگند، اگر به مروان صد درهم نيز بدهى، زياد دادهاى!
عثمان گفت: اى ابن ارقم! كليدها را بگذار كه به زودى، كس ديگرى را [به جاى تو] مىيابيم.
١٠٩٤. أنساب الأشراف به نقل از امّ بَكر، دختر مِسوَر: چون مروانْ خانهاش را در مدينه ساخت، مردم را به مهمانى دعوت كرد و مِسوَر نيز در ميان دعوتشدگان بود.
مروان در گفتگويش با آنان گفت: به خدا سوگند، براى اين خانهام، درهمى يا بيشتر را از بيت المال مسلمانان هزينه نكردهام.
مسور گفت: اگر غذايت را مىخوردى و ساكت مىماندى، برايت بهتر بود! تو همراه ما در افريقا جنگيدى، در حالى كه دارايى و بَرده و كارگر و اعتبارت، از همه ما كمتر بود. [عثمان] ابن عفّان، خُمس [غنيمت] هاى افريقا را به تو داد، و [نيز] كارگزار گردآورى زكات بودى و دارايىهاى مسلمانان را ربودى!!
[١]. فدك، آبادىاى در حجاز با فاصله سه روز راه از مدينه است كه براى يهوديان بود و پس از فتح خيبر، خداوند در دلهاى صاحبانش هراس افكند و بر سر نصف محصول آن با پيامبر ٦ مصالحه كردند و پيامبر ٦ پذيرفت و به او اختصاص يافت؛ چون آن را با جنگ نگرفته بود. پيامبر ٦ آن را به جگر گوشهاش فاطمه ٣ بخشيد و سپس ابو بكر، آن را از او گرفت( معجم البلدان: ج ٤ ص ٢٣٨).