دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠١ - ٤/ ١ رفاهزدگى
١٠٨١. تاريخ الطبرى به نقل از عبد اللّه بن عامر: در ماه مبارك رمضان با عثمان افطار مىكردم. او برايمان خوراكى مىآورد كه از خوراك عمر، چرب و نرمتر بود. در سفره عثمان، هر شب، آرد سفيد خوب و بزغالههاى كوچك مىديدم، در حالى كه هرگز نديدم عمر، آرد الكشده بخورد و جز گوسفند پير.
اين را به عثمان گفتم. گفت: خدا عمر را بيامرزد! طاقت چه كسى به اندازه طاقت عمر است؟
١٠٨٢. أنساب الأشراف به نقل از سليم، ابو عامر: روپوشى بر تن عثمان ديدم كه صد دينار مىارزيد.
١٠٨٣. الطبقات الكبرى به نقل از محمّد بن ربيعة بن حارث: اصحاب پيامبر خدا، در لباس خانه و جشن و ميهمانى، براى زنان خود، گشايشى فراهم مىكردند. رداى پر نقش و نگارى از خز بر تن عثمان ديدم كه دويست درهم مىارزيد و گفت: اين براى همسرم نائله است كه آن را بر تن وى كرده بودم و حال، خود مىپوشم تا او را بدان خوشحال كنم.
١٠٨٤. الصواعق المُحرِقة: ابو موسى، زينتآلاتى از طلا و نقره را نزد عثمان آورد و او همه را ميان زنان و دخترانش تقسيم كرد. او بيشتر بيت المال را در كشتزارها و خانههاى خود هزينه كرد.
١٠٨٥. الأخبار الموفّقيّات به نقل از زُهْرى: چون گوهر كسرى [پادشاه ايران] را نزد عمر آوردند، او آن را در مسجد نهاد، و هنگامى كه آفتاب بر آن تابيد، چون اخگر آتش درخشيد. پس به مسئول بيت المال گفت: واى بر تو! مرا از اين آسوده كن و آن را ميان مسلمانان تقسيم كن؛ زيرا نداى درونىام مىگويد كه به زودى اين، بلا و فتنهاى ميان مردم به پا مىكند.
گفت: اى امير مؤمنان! اگر آن را ميان مسلمانان قسمت كنى، به همه نمىرسد. [اكنون نيز] هيچ كس آن را نمىخرد؛ چون بسيار گران است؛ امّا آن را مىگذاريم تا شايد در آينده، خدا بر مسلمانان گشايش دهد و كسى از آنان بتواند آن را بخرد.