دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٥ - ٣/ ٥ فتنههايى كه پس از او پيش آمد
٥٨٠١. امام على ٧: اى مردم! من شما را به حق خواندم و شما سرپيچى كرديد. شما را باتازيانه زدم و شما مرا خسته كرديد. آگاه باشيد كه پس از من، حاكمانى براى شماخواهند آمد كه از شما به اين مقدار، راضى نخواهند بود؛ بلكه با شلّاق و آهن، شكنجهتان خواهند نمود.
هر كس در دنيا مردم را شكنجه كند، خداوند در آخرت، او را شكنجه خواهدكرد و نشان آن، اين است كه حاكم يمن خواهد آمد و در پشت سر شما جاىخواهد گرفت و فردى به نام يوسف بن عمر[١]، كارگزاران و كارگزارانِ كارگزاران را در چنگ خواهد گرفت.
٥٨٠٢. امام على ٧: بعد از شما دورانى خواهد آمد كه در آن، نُه دهم مردم، حق را انكارمىكنند و جز آدمِ «نُوَمَه»،[٢] كسى نجات نمىيابد.
٥٨٠٣. معانى الأخبار به نقل از ابو طُفَيل: على ٧ فرمود: «پس از من، فتنههاى تاريك، كور وشكبرانگيز پيش خواهد آمد كه در آن، جز شخص نُوَمه، باقى نخواهد ماند».
گفتند: نُوَمه كيست، اى امير مؤمنان؟
فرمود: «آن كه مردم نمىدانند در دلش چيست».
٥٨٠٤. امام على ٧: پس از من، روزگارى بر شما خواهد آمد كه در آن، هيچ چيزى پوشيدهتراز حق و آشكارتر از باطل و فراوانتر از دروغ بستن بر خداوند متعال وپيامبر او نخواهد بود و پيش مردم آن زمان، كالايى بىرونقتر از قرآنى كه به حقْخوانده شود، وجود ندارد و هيچ كالايى پُر مشترىتر و گرانبهاتر از قرآن كه ازجايگاه خود بيرون برده شده، نيست و [نيز] در شهرها و بين مردم، چيزىناآشناتراز معروف و آشناتر از منكر، وجود نخواهد داشت.
[١] يوسف بن عمر بن محمّد بن حكم بن ابى عقيل ثقفى، در زمان هشام، فرماندار كوفه و بصره و خراسان بود و در دوران وليد بن يزيد نيز به حكومت رسيد. وى مردى وحشتناك و ستمكار و از نزديكان حجّاج بن يوسف بود( سير أعلام النبلاء: ج ٥ ص ٤٤٢ ش ١٩٧).
[٢] امام ٧ در روايت بعدى، اين واژه را معنا كرده است.