دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥٠ - ٢٠ ابو بردة بن ابى موسى
كه نسبت به دين و پيروىاى كه از حق داشت، باك نداشت كه چه كسى خشنود و چه كسى ناخشنود است ....
١٨ و ١٩. اسود بن يزيد و مسروق بن اجدع
ازجمله كسانىكه از على ٧ جدا شدند، اسود بن يزيد ومسروق بن اجدع بودند.
سَلَمة بن كَهيل روايت كرده است كه: اين دو پيش بعضى از زنان پيامبر ٦ مىرفتند و در آن جا عليه على ٧ حرف مىزدند.
اسود با همين اعتقاد مُرد؛ ولى مسروق، زنده ماند تا آن كه هيچ نمازى نمىخوانْد، مگر اين كه بر على بن ابى طالب ٧ درود مىفرستاد، و اين به خاطر حديثى بود كه از عايشه در فضل على ٧ شنيد.
٢٠. ابو بُردة بن ابى موسى
از جمله دشمنانى كه قدر و منزلت على ٧ را كم مىشمردند، ابو بُرده (پسر ابو موسى اشعرى) بود كه اين دشمنى را چون ميراثى از پدر داشت.
عبد الرحمن بن جُندَب نقل كرده است كه ابو برده به زياد گفت: گواهى مىدهم كه حُجْر بن عَدى، همانند آن اصلع،[١] نسبت به خداوند، كفر ورزيده است. منظور وى نسبت دادن كفر به على بن ابى طالب ٧ بود؛ زيرا وى، اصلع بود.
عبد الرحمن مسعودى، از ابن عيّاش مَنتوف گزارش كرده است كه: ابو بُرده را ديدم كه از ابو عاديه جُهَنى (قاتل عمّار ياسر) پرسيد: آيا تو عمّار بن ياسر را كشتى؟
گفت: آرى.
[١] اصلَع: زُلْف ريخته؛ كسى كه موى جلوى سرش ريخته باشد. صفتى است كه به امام على ٧ نسبت دادهاند.( م)