دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤٠ - ٥ كعب الأحبار
٤. ابو مسعود انصارى
ابو مسعود انصارى از على ٧ روىگردان بود.
شريك، از عثمان بن ابى زُرْعه و وى از زيد بن وَهْب، گزارش كرده است كه: ما در حضور على ٧ داشتيم از [وجوب يا عدم وجوب] ايستادن در هنگام عبور جنازه مىگفتيم كه ابو مسعود انصارى گفت: ما در اين حالت بر پا مىايستاديم.
على ٧ فرمود: «در اين صورت، شما يهود هستيد!» ...
منهال، از نعيم بن دجاجه گزارش كرده است كه: پيش على ٧ نشسته بودم كه ابو مسعود، سر رسيد. على ٧ فرمود: «جوجه آمد».
ابو مسعود، آمد و نشست.
على ٧ به وى فرمود: «به من خبر رسيده كه تو براى مردم، فتوا مىدهى!».
گفت: آرى؛ و به آنان مىگويم: پايان كار، بد است!
[على ٧] پرسيد: «آيا چيزى از پيامبر خدا شنيدهاى؟».
گفت: آرى؛ شنيدم كه مىفرمود: «سال صدم براى مردم نخواهد آمد، مگر آن كه بر روى زمين، پلك چشمى به هم نمىخورد».
[على ٧] فرمود: «اشتباه كردى، اى خشتِ خام بر آب زن![١] در نخستين پندارت به اشتباه افتادى! منظور پيامبر ٦ مردم همان روزگار ايشان بوده است. آيا آسايش اين امّت، جز پس از سال صدُم است؟!».
٥. كعب الأحبار
گروهى از تاريخنگاران گزارش كردهاند كه على ٧ درباره كعب الأحبار مىفرمود: «وى دروغگوست». كعب، از على ٧ روىگردان بود.
[١] اين مَثَل فارسى، برابر مَثَلى است كه در متن عربى آمده است.( م)