دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٩ - ٧/ ١ ٢ ممنوعيت روايت كردن از وى
على ٧ پرسيد. حسن، فضايل على ٧ را ذكر كرد. حَجّاج گفت: ديگر در مسجد ما حديث نكن.
حسن، خارج شد و متوارى گشت.
٦٢٥٤. المستدرك على الصحيحين به نقل از مالك بن دينار: از سعيد بن جبير پرسيدم: اى ابو عبد اللّه! چه كسى بر دوشگيرنده پرچم پيامبر خدا بود؟
وى نگاهى به من افكند و گفت: گويا تو آسوده خاطرى!
خشمگين شدم و به قاريانى كه دوست او بودند، شكايت بردم و گفتم: آيا از كار سعيد، شگفتزده نمىشويد؟ از وى پرسيدم: چه كسى بر دوشگيرنده پرچم پيامبر خدا بود؟ به من نگاه كرد وگفت: گويا تو آسوده خاطرى!
گفتند: تو در حالى از او پرسيدهاى كه وى از حَجّاج مىترسيده است. وى در خانه خدا پناه گرفته است. [برو و] هماكنون از او بپرس.
[نزد سعيد رفتم و دوباره] از او پرسيدم.
گفت: بر دوشگيرنده پرچم پيامبر خدا، على ٧ بود.
٧/ ١ ٢ ممنوعيت روايت كردن از وى
٦٢٥٥. تهذيب الكمال به نقل از يونس بن عبيد: از حسن [بصرى] پرسيدم: اى ابو سعيد! تو مىگويى: «پيامبر خدا گفت»، در حالى كه تو پيامبر خدا را نديدهاى؟
گفت: اى برادرزاده! درباره چيزى پرسيدى كه پيش از تو هيچ كس از من نپرسيده بود. اگر چنين منزلتى نزد من نمىداشتى، به تو پاسخ نمىدادم. من در روزگارى هستم كه مىبينى (دوره حكومت حَجّاج بود). هر چه از من شنيدى كه مىگويم: «پيامبر خدا گفت»، آن مطلب، روايتِ على بن ابى طالب ٧ از پيامبر خداست؛ ولى [چه كنم كه] در روزگارى هستم كه نمىتوانم از على ٧ نام ببرم!
٦٢٥٦. الإرشاد: در خصوص دفن فضايل امير مؤمنان و ايجاد مانع براى نشر آنها توسّط علما، كار به جايى كشيد كه در آن براى هيچ خردمندى شبههاى نمىماند، به گونهاى كه اگر كسى مىخواست روايتى از امير مؤمنان روايت كند، نمىتوانست نام و نسب او را به روايت،