دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٨ - ٤ بى فايده بودن بازگشت خورشيد
گونه دلالتى بر عدم وقوع آن در آينده ندارد.
٣. اين فضيلت، نبوى است، نه علوى
ظاهرا آنان كه اين سخن بر زبان و قلمشان رفته است، نه در حادثه تأمّل كردهاند و نه در جملات نقلها. در حديث «ردّ الشمس»، پيامبر ٦ به صراحت در دعا از على ٧ ياد مىكند و بازگشت خورشيد را براى اداى نماز او، از خدا مىخواهد. پس اين فضيلت، نبوى است كه به درخواست او انجام شده و علوى است، چون براى على ٧ تحقّق يافته است.
٤. بى فايده بودنِ بازگشت خورشيد
مىگويند وقتى آفتابْ غروب كرد، نماز، قضا شده است و چون بازگردد، ادا نخواهد شد. بدين سان، چه فايدهاى در بازگشت خورشيد، هست؟
ابن حجر هيثمى، اين اشكال را گزارش كرده و در پاسخ آن نوشته است كه:
بازگرداندن آفتاب، ويژه على ٧ است و كرامتى ويژه او. بدين سان، ادراك وقت عصر و تحقّق نماز به صورت «ادا» نيز خصوصيت اين حادثه خواهد بود و ويژه على ٧ است.[١]
يعنى چون اصل حادثه با نقلهاى استوار به اثبات رسيد، ديگر مَجالى براى اين گونه اشكالها باقى نمىمانَد. اصل جريان، غير عادى است و داراى خصوصيت؛ و چنين است حواشى و پيامدهاى آن.
افزون بر اين، مىتوان گفت كه اين گونه داورىها، اجتهاد در مقابل نصّ است.
[١] الصواعق المحرقة: ص ١٢٨( چاپ بيروت، مؤسسة الرسالة: ج ٢ ص ٣٧٦). ملّا على قارى( مؤلّف كنز العمّال) نيز اشكال ياده شده را به همين گونه جواب داده است( ر. ك: الغدير: ج ٣ ص ١٩٥ به نقل از: شرح المشكاة: ج ٤ ص ٢٨٧).