دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٦١ - ٦/ ٢ بنى اميه
٦/ ٢ بنى اميّه
٦٢٣٦. امام على ٧: بنى اميّه، ميراث محمّد ٦ را اندك اندك به من مىدهند. به خدا، اگر زنده بمانم، آن سان كه قصّابْ شكنبه خاكآلوده را دور مىافكند، آنها را دور مىافكنم (پراكنده مىسازم).
٦٢٣٧. امام على ٧ هنگامى كه اتّهام بنى اميّه به او (يعنى مشاركت داشتن در [ريختن] خون عثمان) به گوشش رسيد: آيا شناخت بنى اميّه از من، آنان را از عيبجويى از من باز نمىدارد؟ آيا سابقهام در اسلام، نادانان را از تهمتزنى به من باز نمىدارد؟ البتّه پندى كه خداوند به آنان داده، از بيان من رساتر است.
من [با دليل و حجّت] مغلوبكننده از دين خارجشدگان و محكومكننده پيمانشكنانِ در شبهه غلتيدهام. كارها [ى شبههناك] بر كتاب خدا عرضه مىشوند و بندگان بر اساس آنچه در دل دارند، پاداش داده مىشوند.
٦٢٣٨. الأغانى به نقل از حارث بن حُبَيش: سعيد بن عاص، مرا با هديههايى به مدينه اعزام كرد و پيش على ٧ فرستاد و به وى چنين نوشت: «من آن قدر كه براى تو مىفرستم، براى هيچ كس، جز امير مؤمنان، نمىفرستم».
پيش على ٧ آمدم و به وى خبر دادم. فرمود: «چه قدر بنى اميّه، ميراث محمّد ٦ را تاراج مىكنند! سوگند به خدا، اگر قدرت را به دست گيرم، آنها را چون قصّابى كه شكنبه خاكآلوده را دور مىافكند، دور مىافكنم (پراكنده مىسازم)».
٦٢٣٩. الكامل فى التاريخ به نقل از ابو زَناد: هشام بن عبد الملك [، خليفه اموى] را ديدم.