دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢١ - ٥/ ١٢ مغيرة بن شعبه
آنان نيز در مورد آنچه موجب خشنودى معاويه مىشد، حديث جعلى ساختند، از جمله آنان [از صحابه]: ابو هريره، عمرو بن عاص، مغيرة بن شعبه؛ و از تابعيان، عروة بن زبير بودند.
٦٢١١. شرح نهج البلاغة به نقل از ابو جعفر اسكافى: مغيرة بن شعبه، آشكارا على ٧ را بر منبر كوفه لعن مىكرد؛ چرا كه در روزگار عمر، در جريان زناى مغيره كه ابو بكره درباره آن، شهادت داد و زياد، از شهادت دادن، سر باز زد على ٧ گفته بود: «اگر مغيره را ببينم، سنگسارش خواهم كرد» و اين سخنِ على ٧، به مغيره رسيده بود. مغيره هم به خاطر اين مسئله و نيز مسائل ديگرى كه از على ٧ در دلش انباشته شده بود، با على ٧ دشمنى مىكرد ....
مغيرة بن شعبه اهل دنيا بود و دينش را به چيزى اندك از دنيا مىفروخت و با بدگويى از على بن ابى طالب ٧ معاويه را خشنود مىكرد. روزى در مجلس معاويه گفت: پيامبر خدا، دخترش را از روى دوستى، به ازدواج على در نياورْد؛ بلكه مىخواست خوبىهاى ابو طالب را در حقّ خويش، جبران كند.
اخبارى درست به ما رسيده كه مغيره بر منبر عراق، على ٧ را بىشمار، لعن كرده است.
٦٢١٢. شرح نهج البلاغة: مغيره، زناكارترينِ مردم در زمان جاهليّت بود. هنگامى كه اسلام آورد، اسلام، وى را محدود كرد. در وجود او نشانههايى از اين حالت، مانده بود كه به هنگام زمامدارىاش بر بصره، نمود پيدا كرد.
٦٢١٣. الإصابة به نقل از مغيرة بن شعبه: من نخستين كسى هستم كه در عصر اسلام، رشوه دادهام: پيش يَرفَأ (دربان عمر) آمدم و با وى نشستم و به وى گفتم: اين عمامه را بگير و به سر بگذار، كه من تاى اين عمامه را دارم.
وى با من انس پيدا كرد و به من اجازه داد كه وارد شوم و بنشينم.
من وارد شدم و [همان جا] وسط حياط نشستم.
هر رهگذرى كه مىگذشت، [با خود] مىگفت: مغيره در نزد عمر، از منزلتْ برخوردار است؛ چون در آن هنگامىكههيچ كس نمىتواند پيش وىبرود، مغيره مىرود.
٦٢١٤. شرح نهج البلاغة: مغيرة بن شعبه، على ٧ را از زمان پيامبر خدا دشمن مىداشت؛