دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٧ - ٣/ ١ شهادت امام حسين در كربلا
گفتند: اى امير مؤمنان! اين جا كجاست؟
فرمود: «اين جا كربلاست و در آن، گروهى كشته خواهند شد كه بدون محاسبه وارد بهشت مىگردند».
آن گاه به راه خود، ادامه داد.
٥٧٨٥. المعجم الكبير به نقل از ابو حِبره: با على ٧ همراه شدم تا به كوفه رسيد. در كوفه به منبر رفت و خدا را سپاس و ستايش گفت و آن گاه فرمود: «هنگامى كه نوادگان پيامبرتان در ميان شما گرفتار شوند، چگونه برخورد خواهيد كرد؟».
گفتند: در راه آنان، آزمايش نيكويى خواهيم داد.
[على ٧] فرمود: «سوگند به آن كه جانم در دست اوست، در ميان شما منزل خواهند كرد و شما به سوى آنان به راه خواهيد افتاد و آنان را خواهيد كُشت». آن گاه، شروع به خواندن اين شعر كرد:
«خود، آنان را با نيرنگ، وارد خواهند كرد و [سپس] از آنان رو خواهند گرداند
نجات يافتنى را دوست خواهند داشت كه نه رستگارى و نه دليلى بر آن است».
٥٧٨٦. مسند ابن حنبل به نقل از عبد اللّه بن نُجَىّ، از پدرش: با على ٧ مىرفتم و مسئول ظرف آب وضوى او بودم. هنگامى كه به سوى صِفّين مىرفتيم، مقابل نينوا كه رسيديم، على ٧ فرمود: «ابو عبد اللّه! صبر كن. در كنار فرات، صبر كن».
گفتم: چه شده است؟
فرمود: «روزى بر پيامبر ٦ وارد شدم، در حالى كه چشمانش گريان بود. گفتم: اى پيامبر خدا! آيا كسى تو را خشمناك كرده است؟ چرا ديدگانت گريان است؟