دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩٥ - ١/ ٣ دوست داشتن على واجب است
گفتند: اى پيامبر خدا! اين افراد، چه كسانى هستند؟
فرمود: «على بن ابى طالب» و آن گاه، لب فرو بست.
[بار ديگر] سؤال كردند كه: اى پيامبر خدا! اين افراد، چه كسانى هستند؟
فرمود: «على» و ديگر سخنى نگفت.
[براى بار سوم] پرسيدند: اى پيامبر خدا! اين افراد، چه كسانى هستند؟
فرمود: «على و سه نفر ديگر كه همراه او هستند و او پيشوا، رهبر، راهنما و هدايتگر آنان است. اين چهار تن، نمىلغزند، گمراه نمىشوند، عدول نمىكنند و آرزوهاى دور و دراز كه سبب سخت شدن دلهايشان گردد، ندارند.
[اين سه تن عبارتاند از:] سلمان، ابوذر و مقداد».
٥٩٠٩. امام حسن ٧: پيامبر خدا فرمود: «اى انَس! برو و سَرور عرب (يعنى على) را نزد من فرا بخوان».
عايشه گفت: مگر تو سَرور عرب نيستى؟
فرمود: «من، سرور فرزندان آدمم و على، سرور عرب است».
هنگامى كه على ٧ آمد، پيامبر خدا در پى انصار فرستاد. وقتى انصار گرد آمدند، پيامبر ٦ به آنان فرمود: «اى جماعت انصار! نمىخواهيد شما را به چيزى راهنمايى كنم كه اگر به آن تمسّك جوييد، پس از آن، هرگز گمراه نمىشويد؟».
گفتند: چرا، اى پيامبر خدا!
فرمود: «اين، على است. پس به خاطر دوستى با من، دوستش داشته باشيد و به خاطر بزرگى من، بزرگش بداريد. سخنى كه برايتان گفتم، جبرئيل ٧ از جانب خداوند عز و جل مرا بدان فرمان داده است».[١]
٥٩١٠. پيامبر خدا ٦: اقتدا به على بن ابى طالب، واجب است؛ چون او سَرور شماست. پس دوستش بداريد؛ بزرگ شماست، پس پيروىاش نماييد؛ داناى شماست، پس گرامىاش بداريد؛ رهبر شما بهسوى بهشتاست، پس عزيزش بداريد. هنگامى كه شما را فرا خواند، پاسخش بدهيد و زمانى كه فرمانتان داد، اطاعتش كنيد؛ بهخاطر دوستى با من دوستش بداريد و به خاطر بزرگى من، بزرگش بشماريد.
چيزى درباره على بهشما نگفتم، مگر آنكه پروردگارم كه عظمتش فراگير است مرا بدان امر كرده است».
٥٩١١. پيامبر خدا ٦: اى ياران من! مرا به خاطر مهرورزى به على، سرزنش نكنيد؛ چرا كه مهر من به على به فرمان خداست و خداوند به من امر كرده كه على را دوست بدارم و به او نزديك باشم.
[١] نيز، ر. ك: ج ٨، ص ٩١ پاورقى ١.