دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥ - ٢/ ٦ مسجد رد الشمس
خورشيد، همچنان ايستاد تا او به جاى آورد
نمازش را و آن گاه به جايگاه خود رفت.
٥٧٧٩. البداية و النهاية به نقل از حبيب بن اوس[١]:
خورشيد بر ما بازگشت و شب، رخت بربست
با خورشيدى كه از سَمت تاريكى برايشان طلوع كرد.
نورش رنگ تاريكى را كنار زد و با طراوت آن
نورِ رفته، دوباره آسمان را فرا گرفت.
به خدا سوگند، نفهميدم آيا على پيش روى ما بود كه
خورشيد برايش برگشت، يا آن كه در بين جمع، يوشع بود؟!
٥٧٨٠. الروضة المختارة به نقل از ابن ابى الحديد: اى كسى كه خورشيد برايش برگشت، در حالى كه
پيشتر، جز يوشع، به چنين سعادتى نايل نشده بود![٢]
٢/ ٦ مسجد ردّ الشمس
٥٧٨١. الكافى به نقل از عمّار بن موسى: من و امام صادق ٧ وارد مسجد فضيخ[٣] شديم. امام ٧ فرمود: «اى عمّار! اين سكّو را مىبينى؟».
[١] ابو تمام، حبيب بن اوس بن حارث بن قيس طايى، در ايّام هارون الرشيد عبّاسى به دنيا آمد. ابتدا مسيحى بود و سپس اسلام آورد و در روزگار خويش در خوشكلامى و فصاحت شعرى، يگانه بود. در تاريخ درگذشت وى، بين سالهاى ٢٢٨، ٢٣١ و ٢٣٢ ق، اختلاف است( ر. ك: سير أعلام النبلاء:( ج ١ ص ٦٣ ش ٢٦).
[٢] ر. ك: ج ٩ ص ٨٧( ابن ابى الحديد).
[٣] مسجدى است در مدينه كه در منطقه مشروب سازان زمان جاهليّت ساخته شده بود و« فضيخ»، نوعى شراب انگور است.( م)