دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٣ - دو غلو در دوستى و دشمنى
پرسش ديگر، اين است كه: در اين احاديث، افراط در دشمنى با امام ٧ نيز خطرناكْ توصيف شده است. آيا مفهوم آن، اين است كه برخى اقسام دشمنى با امام ٧، خطرناك نيست؟
براى پاسخ گفتن به اين پرسشها، توجّه به دو مقدّمه ضرورى است:
مقدّمه اوّل، اين كه: «دوستى و دشمنى، از امور غير اختيارى است». چنين نيست كه انسان، هر كس را كه مىخواهد، بتواند دوست بدارد و بدو عشق بورزد؛ و هر كس را كه نمىخواهد، بتواند بدو كين بورزد؛ بلكه مهر و كين، تابع مقدّمات، زمينهها و اسباب آن دو است. اين زمينهها و اسباب، گاه فطرى و طبيعىاند و گاه عارضى.
انسانهاىِ پاكسرشت به خاطر فطرتهاىِ زلال خويش، پاكىها و پاكان را دوست مىدارند و از زشتىها و پليدىها روى مىگردانند؛ امّا انسانهاىِ ناپاك، زشتخو و پليد، به پليدىها و ناپاكان گرايش دارند و پاكى و درستى را بر نمىتابند. چنين است كه در احاديث بسيارى، «مهرِ على ٧» نشانِ حلالزادگى و «كين على ٧» بيانگر حرامزادگى تلقّى شده است.
مقدّمه دوم، اين كه: «تكليف، ابتدائا به امور غير اختيارى تعلّق نمىگيرد». به ديگر سخن، دوستى و دشمنى، دستورى نيست و انسان نمىتواند بر اساس دستور، كسى را دوست بدارد يا به كسى كين بورزد؛ بلكه اگر مبادىِ دوستى با كسى در دلْ شكل بگيرد، دوستى تحقّق مىيابد؛ و اگر مقدّمات و اسباب دشمنى با كسى در دلْ فراهم آيد، دشمنى شكل مىگيرد، و گرنه، نه!
بدين ترتيب، بايد تأكيد كرد كه تكليف به دوستى و يا دشمنى، به معناىِ تكليف به مقدّمات و يا تكليف به ترتّب آثار آنها خواهد بود.
نتيجه. از اين دو مقدّمه، چنين نتيجه مىگيريم كه:
١. تكليف به دوستى با امام ٧، به معناى تكليف به مقدّمات محبّت اوست و نهى