دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٣٨ - بحثى درباره خبرهاى امام از امور غيبى
بگذار و هر كس را كه دوستش مىدارد، دوست بدار و هر كس را كه دشمنش مىدارد، دشمن بدار!».
***
محمّد بن على صوّاف، از حسين بن سفيان، از پدرش، از شُمَير بن سَدير ازدى، گزارش داده است كه: على ٧ به عمرو بن حَمِق خُزاعى فرمود: «در كجا فرود آمدهاى؟».
گفت: در بين خويشانم.
فرمود: «در آن جا فرود نيا».
[عمرو] گفت: آيا در بين همسايگانمان، بنى كنانه، فرود بيايم؟
فرمود: «نه».
[عمرو] پرسيد: در بين ثقيف، فرود بيايم؟
فرمود: « [در اين صورت،] با مَعرّه و مَجرّه چه مىكنى؟».
[عمرو] پرسيد: آن دو چيستند؟
فرمود: «دو شعله آتش كه از پشت كوفه بيرون مىآيند: يكى از آن دو بر تميم و بكر بن وائل فرود مىآيد و كمتر كسى از آن، جان سالم به در خواهد برد؛ و شعله ديگر، بخش ديگر كوفه را در بر خواهد گرفت و كمتر كسى گرفتار آن خواهد شد و ممكن است از هر خانهاى، يك يا دو اطاق را بسوزاند».
[عمرو] پرسيد: پس، در كجا فرود بيايم؟
فرمود: «در بين بنى عمرو بن عامر از قبيله ازد، فرود آى».
مردمى كه اين سخن را شنيده بودند، گفتند: على را جز كاهنى كه سخنانى چون سخنان كاهنان مىگويد، نمىبينيم.
[على ٧ به عمرو] فرمود: «اى عمرو! تو پس از من كشته مىشوى و سرت به اين سو و آن سو برده مىشود و آن، اوّلين سرى است كه در اسلام، گردانيده