دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١٧ - ٣/ ١٤ سرنوشت شهر بصره
پالان نهاده به سويتان خواهد آمد. مهاركش آن، آن را بهشتاب وا مىدارد و سوارش تلاش مىكند تا حدّ توان، آن را براند.
فتنهانگيزان، مردمى شرور و بسيار درندهخو و اندك رختاند. در راه خدا، گروهى با آنان به جنگ برمىخيزند كه در ديد متكبّران، خوار و در زمين، ناشناخته و در آسمانها شناخته شدهاند.
واى بر تو اى بصره در آن روزگار، از سپاهى كه نمونهاى از انتقام الهى است، كه نه غبارى برمىانگيزد، و نه صدايى از آن شنيده مىشود!
ساكنان تو اى بصره به مرگ سرخ و گرسنگى سخت، گرفتار خواهند شد.
٥٨٤٩. امام على ٧ در توصيف شهر بصره: به خدا سوگند، بر بصره روزگارى خواهد آمدكه از آن، جز كُنگرههاى مسجدش در درون آب، چون عرشه كشتى، چيزىديده نخواهد شد.
٥٨٥٠. نهج البلاغة از كلام امام ٧ در مذمّت مردم بصره، پس از حادثه جمل: «گويى مسجدشما را چون سينه كشتى مىبينم كه خداوند از بالا و پايين آن، عذاب فروفرستاده و هر كه را در آن است، غرق كرده است!».
در روايتى ديگر، چنين آمده است: «به خدا سوگند، شهرتان غرق خواهد شد ومن گويى [اكنون] مسجد شهرتان را مىبينم كه چون سينه كشتى از آب بيرونماندهيا چون شترمرغى، با سينه بر زمين خفته است».
در روايتى ديگر نيز چنين است: «چون سينه مرغى در ميان موج دريا».
و در روايتى ديگر است: «گويى شهرتان را مىبينم كه آب، آن را فرا گرفته و ازآن، جز كنگرههاى مسجد، ديده نمىشود؛ گويى سينه پرنده بر كوهه آب دريا [نشسته] است».
ابن ابى الحديد مىگويد: درست، آن است كه اين حادثه خبر داده شده، اتّفاق