دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٩ - ٦ تضاد در نقلها
وقتى پيامبر ٦ از خداوند مىخواهد كه چنان شود، بدين معناست كه اين كار، فايده دارد. ديگر چگونه مىشود در مقابل اين نص (حديث پيامبر ٦) ايستاد و استنباط كرد كه: «فايده ندارد»؟
٥. دگرگونى در نظام هستى
مىگويند لازمه باور داشتن اين حادثه، دگرگونى نظام افلاك است، و اين، پذيرفتنى نيست. در آغاز بحث، يادآورى كرديم كه گاهى حادثه فراتر از آن است كه در محدوده تحليلهاى عقلانى عادى بگنجد. در اثبات اين گونه حوادث، مُحال نبودن آنها (به خاطر وجود نقلهاى استوار)، كافى است. بىگمان، وقوع چنين حادثهاى كه نمونه آن در تاريخ قطعا بوده است[١] عقلًا مُحال نيست تا از دايره قدرت الهى بيرون باشد. بنا بر اين، پذيرفتن آن به گونه جريانى «خلاف عادت»، امّا بر اساس علل و عوامل موجود در هستى و با قدرت خداوندِ «سبب سازِ سببسوز»، چه مانعى دارد؟
٦. تضاد در نقلها
ديديم كه نقلهاىِ حادثه فراوان است. با توجّه به اين كه گزارشها غالبا نقل به معنا بودهاند و ناقلان در چگونگى گزارشها، شيوهها و هدفهاى متفاوت داشتهاند، از اين روى، نقلها به لحاظ محتوا گونهگوناند. يكى حادثه را با تمام ابعاد، نقل كرده است و برخى صرفا به متن حادثه پرداختهاند، و .... امكان نسيان و خطا نيز منتفى نيست. بدين سان، گونهگونى گزارشهاى يك حادثه كه گاه، امكان دارد بخشهايى
[١] به عنوان نمونه، معجزه« انشقاق قمر» به دعاى پيامبر ٦ كه در قرآن كريم( قمر، آيه ١ ٣) از آن، ياد شده است، و يا بازگشت خورشيد براى يوشع ٧ كه در حديث پيامبر خدا آمده است و پيشتر ياد كرديم.