دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧ - ٢ تعارض آن با حديث«لم تحبس الشمس »
اين خُردهگيران، از يك سو، احاديث صحيحين را يكسر استوار دانسته، مىپذيرند و از سوى ديگر، چون در تنگناى قافيه قرار مىگيرند، بنايى را كه برافراشتهاند، ويران مىكنند.[١]
عالمان بسيارى به اين اشكالها پاسخ دادهاند. در اين جا، گزينهاى از اهمّ آن اشكالها را با پاسخهاىِ عالمان و گاه با افزونىهايى مىآوريم:
١. ضعف سند حديث
اين اشكال، راه به جايى نمىبرد. يكى بدان جهت كه چنان كه گذشت بسيارى از عالمان و محدّثان و بزرگان اهل سنّت، حديث را «تصحيح كردهاند» و سخنان تضعيف كنندگان را به هيچ انگاشتهاند و گاه بر تضعيف كنندگان، از آن روى كه حديث و نقلى بدين استوارى را سست تلقّى كردهاند، طعن زدهاند.
دو ديگر آن كه، بر فرض كه كسى به ضَعْف تمام طُرق نقل حديث، باور داشته باشد، گستردگى نقلها به اندازهاى است كه اگرچه با ضعف سند بر فرض كه چنين باشد اطمينان به وقوع را مىرساند و همين مقدار در اثبات مطلوب، بسنده است؛ اگرچه از اثبات تفصيل جريان وا بماند.
٢. تعارض آن با حديث «لم تحبس الشمس ...»
اين اشكال، پاسخهايى دارد، از جمله حديث:
لَم تُحبَس الشَّمسُ عَلى أَحدٍ إلّا لِيوشَعَ.
خورشيد، جز براى يوشع، براى هيچ كس نگه داشته نشد.
در واقع، گزارش وقوع منحصر به فرد حادثهاى است در امّتهاى پيشين و هيچ
[١] دلائل الصدق: ج ٢ ص ٢٩٧.