دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٩ - ٤/ ١٢ خبر دادن از نام اصلى
[پس،] لباس پوشيد و خواست كفش بپوشد. يكى از كفشهايش را پوشيد و خم شد تا كفش ديگرش را بردارد و بپوشد كه عقابى از آسمان، فرود آمد و آن را برداشت و به هوا برد و سپس، آن را بر زمين انداخت و از آن، مارى سياه گريخت و وارد سوراخى شد. [آن گاه] على ٧ كفشش را پوشيد.
سيّد، در اين باره شعرى نگفته بود. كمى فكر كرد و گفت:
|
اى مردم! شگفتترين شگفتىها |
در [داستان] كفش ابو الحسين و مار [است]: |
|
|
]مار،] وارد كفش او شد و در آن جا پنهان شد |
تا پاى او را نيش بزند |
|
|
كه از آسمان، عقابى از عقابها |
فرود آمد و يا شايد شبيه عقاب بود |
|
|
آن را برداشت، چرخاند و آن گاه |
از پايين ابرها به زمين افكند. |
|
|
]مار] به لانهاش گريخت و در آن جا مخفى شد |
در سوراخى ژرف كه هرگز، بسته نگشته است |
|
|
بدمنظر، سياه و داراىِ چشمان تيز |
و نيشِ تيز كبود و لعاب دهان. |
|
|
و از ابو الحسن، على، دفع شد |
سمّ كشنده آن، پس از آن كه به لانه گريخت. |
|
٤/ ١٢
خبر دادن از نام اصلى
٥٨٨٢. شرح نهج البلاغة به نقل از احمد بن حسن ميثمى: ميثم تمّار، آزاد شده على بن