دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٤٥ - بحثى درباره خبرهاى امام از امور غيبى
كشته شدن ميثم، ده روز پيش از آمدن حسين ٧ به كوفه بود.
***
ابراهيم گفت: ابراهيم بن عبّاس نهدى به من گفت كه: مبارك بَجَلى، از ابو بكر بن عيّاشْ روايت كرده است كه او گفت: مُجالد، از شَعبى، از زياد بن نَضْر حارثى نقل كرد كه وى گفت: من پيش زياد بودم كه رُشَيد هَجَرى را آوردند و وى از دوستان خاصّ على ٧ بود.
زياد به وى گفت: دوست تو، درباره آنچه ما بر سرت مىآوريم، به تو چه گفته است؟ [رشيد] گفت: دستان و پاهاى مرا قطع مىكنيد و مرا به دار مىآويزيد.
زياد گفت: من گفته او را دروغ خواهم ساخت؛ او را رهايش كنيد.
هنگامى كه رشيد مىخواست خارج شود، زياد گفت: برش گردانيد. هيچ چيزى را از آنچه دوستت دربارهات گفته است، مناسبتر نمىدانم؛ چون تو هر چه بمانى، به ما بدى مىكنى. دستها و پاهايش را ببُريد.
دست و پايش را قطع كردند و او همچنان سخن مىگفت. [زياد] گفت: او را به گردن، به دار آويزيد.
رشيد گفت: يك مورد مانده است كه هنوز درباره من انجام ندادهايد.
زياد گفت: زبانش را ببُريد.
هنگامى كه مىخواستند زبانش را ببرند، گفت: رهايم كنيد تا يك كلمه بگويم. وقتى رهايش كردند، گفت: سوگند به خدا، اين، تصديق خبر امير مؤمنان است؛ او به من از قطع شدن زبانم خبر داد.
زبان او را قطع كردند و وى را به دار كشيدند.
***
ابو داوود طيالسى، از سليمان بن رُزَيق، از عبد العزيز بن صُهَيب روايت كرده است كه او گفت: ابو عاليه به من حديث كرد و گفت: مزرع (يار على بن ابى