دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠٥ - ١/ ٢ كينههاى برجا مانده از جنگهاى بدر و حنين و جز اينها
مىشدى. آيا اسلامِ تو، كينهات را نسبت به قاتل و دشمنىاى را كه با او داشتى، از دلت پاك مىكرد؟ هرگز! كينه، از بين رفتنى نيست. تازه، اينْ هنگامى بود كه اسلام و عقيده و ايمانَت استوار و درست باشد، نه به سان اسلام آوردن بسيارى از عربها كه برخى به خاطر پيروىِ كوركورانه، اسلام آوردند و برخى از روى آز و مالدوستى، و برخى از ترس كشته شدن، و برخى به خاطر غيرت و [پيمان] يارى، و برخى به دليل دشمنى با اقوامى كه با اسلام، ضدّيت داشتند و دشمن بودند.
بدان كه عرب، تمام خونهايى را كه پيامبر خدا با شمشير على ٧ و غير او روان ساخت، پس از وفات پيامبر خدا، به تمامى فقط به على ٧ نسبت داد؛ چون در بين اطرافيان پيامبر ٦ كه بر طبق روش، آداب و سننشان سزاوار باشد كه اين خونها را به گردن او بيندازند، يافت نمىشد، مگر على ٧. و اين، سيره عرب بود كه وقتى فردى از آنان كشته مىشد، خون بهاى او را از قاتل، طلب مىكردند و چنانچه قاتل مىمرد يا خونخواهى از او ناممكن مىشد، از فردى از خاندانش كه نزديكتر از همه به وى بود، طلب مىنمودند.
به نقيب، ابو جعفر يحيى بن ابى زيد كه رحمت خدا بر او باد گفتم: در شگفتم كه چگونه على ٧ پس از پيامبر خدا مدّتى طولانى دوام آورد و چگونه با افروخته بودن كينهها عليه او، در درون خانهاش ترور نشد!
او پاسخ داد: چنانچه على ٧ تواضع نشان نمىداد و گونهاش را بر روى خاك نمىنهاد، حتما كشته مىشد؛ امّا او خود را پنهان داشت و به عبادت و نماز و تدبّر در قرآنْ مشغول شد و از آن روش و شعار نخستين، فاصله گرفت، شمشير را كنار نهاد و چون عيّارانى گشت كه توبه مىكنند و به سياحت مىپردازند و يا در كوهها رهبانيت را در پيش مىگيرند.