دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩١ - ١/ ٣ دوست داشتن على واجب است
به او را بر ساكنان آسمانها و زمين، واجب كردهام و عذر احدى را در [صورت كوتاهى در] دوست داشتن او نمىپذيرم. پس، امّتت را به دوست داشتن وى امر كن؛ چرا كه من، دوستدار على را به خاطر محبّتش به خودم و محبّتش به تو دوست مىدارم و دشمن على را به خاطر دشمنىاش با خودم و دشمنىاش با تو دشمن مىدارم».
٥٩٠٢. پيامبر خدا ٦: جبرئيل ٧، نزد من آمد و گفت: «خداوند به تو فرمان مىدهد كه على را دوست بدارى و به محبّت و ولايت او امر نمايى.
به درستى كه به دوستداران على، فقط به خاطر محبّتشان به او، بهشت جاودانه مىبخشم و دشمنان او و روىگردانان از ولايتش را فقط به خاطر دشمنى با او و ترك ولايت او، داخل جهنّم مىگردانم».
٥٩٠٣. امام على ٧: جبرئيل ٧، بر پيامبر ٦ نازل شد و گفت: «اى محمّد! خداوند به تو فرمان مىدهد كه على را دوست بدارى و دوستدار وى را [نيز] دوست بدارى؛ چرا كه خداوند، على را دوست دارد».
٥٩٠٤. پيامبر خدا ٦: خداوند عز و جل مرا به دوست داشتن چهار نفر فرمان داده و به من خبر داده است كه خود نيز آن چهار نفر را دوست دارد. (و دو بار فرمود:) اى على! تو يكى از آن چهار نفر هستى.
٥٩٠٥. المستدرك على الصحيحين به نقل از بُرَيده: پيامبر خدا فرمود: «به درستى كه خداوند، مرا به دوست داشتن چهار نفر از يارانم امر كرده و به من خبر داده است كه خود نيز آنان را دوست دارد».
پرسيديم: اين افراد، چه كسانى هستند؟ ما همه مشتاقيم كه از آنان باشيم.
فرمود: «بدانيد كه على از آنان است».