دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥١٧ - ٧/ ٥ انگيزه سياسى در پس نيرنگهاى دشمنان وى
هيچ كس از اين قبيل مردم (شيعه على ٧) باقى نماند، جز آن كه بر خون خود، نگران و يا در زمين، آواره بود.
پس از شهادت حسين ٧، كار، سختتر شد و عبد الملك بن مروان به حكومت رسيد. او بر شيعه سخت گرفت و حَجّاج بن يوسف را بر آنان گمارد.
اهل عبادت و صلاح و دين، از طريق دشمنى با على ٧ و دوستى با دشمنان وى و همچنين دوستى با آن گروه از مردم كه مدّعى بودند دشمن على ٧ هستند، به حَجّاج، تقرّب جستند و درباره فضل و سابقه و بزرگوارى ايشان (دشمنان واقعى و ادّعايى على ٧)، بسيار روايت كردند و در به كوچك شمردن، عيبجويى طعن على ٧ و ابراز دشمنى با او افراط كردند، به گونهاى كه [روزى،] فردى كه گفته مىشود پدر بزرگ عبد الملك بن قريب اصمعى بوده است در مقابل حَجّاج ايستاد و فرياد زد و گفت: اى امير! خانواده من دربارهام ستم روا داشتهاند و نام مرا «على» گذاشتهاند. من، فقير و بيچارهام و به عطاى امير، نيازمند.
حَجّاج، به وى خنديد و گفت: به خاطر ظرافت آنچه بِدان متوسّل شدى، تو را زمامدار فلان منطقه گردانيدم.
ابن عرفه مشهور به نفْطويه، كه يكى از محدّثان بزرگ و برجسته است در تاريخ خود، مطلبى نقل كرده كه مؤيّد اين خبر است. او گفته است: بسيارى از احاديث ساختگى درباره فضايل صحابيان، در روزگار بنى اميّه با انگيزه تقرّب جُستن به ايشان جعل شده است؛ چرا كه آنها مىپنداشتند با اين كار، بنى هاشم را منكوب [و از ميدان به در] مىكنند.
٧/ ٥ انگيزه سياسى در پس نيرنگهاى دشمنان وى
٦٢٨١. امام زين العابدين ٧: مروان بن حكم گفت: در بين مردم، هيچ كس همانند يار شما