دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥١١ - ٧/ ٤ شكنجه كردن دوستداران او و آواره ساختن و كشتن آنان
آن گاه، بيست هزار نفر از عراقيان با حسين ٧ بيعت كردند؛ ولى بعدا به او نيرنگ زدند و در حالى كه بيعتش بر گردنشان بود، بر وى خروج كردند و او را كشتند.
پس از آن، ما اهل بيت، همواره خوار گشتهايم و مورد ستم قرار گرفتهايم، كنار زده شدهايم، اهانت شدهايم، محروم گشتهايم، كشته شدهايم، ترسانده شدهايم و بر خون خود و خون دوستدارانمان در امان نبودهايم.
و دروغگويان منكر [منزلت ما]، به خاطر دروغ و انكارشان، جايگاهى به دست آوردند كه به وسيله آن، در هر شهرى به حاكمان خويش و قاضيان جور و كارگزاران نابهكار، تقرّب مىجويند و احاديث ساختگى و دروغ برايشان خوانند و از ما چيزهايى نقل مىكنند كه نگفتهايم و انجام ندادهايم تا ما را در بين مردم، مبغوض سازند.
شدّت و اوج اين كارها در زمان معاويه، پس از شهادت حسن ٧ بود كه شيعيان ما در هر شهرى كشته شدند و با صِرف گمان، دستها و پاهايشان قطع شد و هر كس كه از او به عنوان دوستدار ما يا مرتبط با ما ياد مىشد، زندانى گشت يا اموالش به غارت رفت و يا خانهاش ويران شد. و پيوسته گرفتارىهاى ما، تا زمان عبيد اللّه بن زياد (قاتل حسين ٧) رو به شدّت و افزايش بود.
سپس حَجّاجْ سر رسيد و با شدّت تمام شيعيان را كشت و با هر گمان و تهمتى آنان را به مجازات رساند. كار به جايى رسيد كه اگر به كسى «زِنديق» يا «كافر» مىگفتند، برايش دوستداشتنىتر از آن بود كه به وى «شيعه على» بگويند.
نيز چنان شد كه افراد خوشنام كه شايد به واقع، پرهيزگار و راستگو هم بودند در فضيلت برخى از زمامداران گذشته، احاديثى بزرگ و شگفتْ نقل مىكردند، حالْ آن كه خداوند متعال، هرگز چنين فضيلتهايى را براى ايشان نيافريده بود و نه آنان چنين بودند و نه چنين اتّفاق افتاده بود. آنان مىپنداشتند كه اين احاديث، حقاند؛ زيرا بسيارى از كسانى كه به دروغگويى و يا كمپَروايى شناخته نمىشدند، آنها را روايت كرده بودند».
ابو الحسن، على بن محمّد بن ابى سيف مداينى، در كتاب الأحداث آورده است كه: پس از عام الجماعه، معاويه در بخش نامهاى يكسان به همه كارگزارانش نوشت: [حكومت] نسبت به كسى كه چيزى از فضايل ابو تراب و خاندانش را نقل كند، تعهّدى ندارد.
پس، خطيبان در هر روستا و بر هر منبر، على ٧ را لعن مىكردند، از او برائت مىجستند و درباره او و خاندانش بد مىگفتند.