دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥٢ - ٢٥ و ٢٦ زيد بن ثابت و عمرو بن ثابت
خدايتان را هم خواهيد ديد»، بىاعتبار مىدانند و مىگويند: او على ٧ را دشمن مىداشت؛ پس فاسق بود.
و از وى نقل كردهاند كه وى گفته است: از على كه بر روى منبر، سخنرانى مىكرد شنيدم كه مىگفت: «به سوى باقىمانده احزاب[١] بشتابيد»، و كينهاش را از آن روز به دل گرفتم.
٢٣ و ٢٤. زهرى و عروة بن زبير
زُهْرى، از روىگردانان از على ٧ بود.
جرير بن عبد الحميد، از محمّد بن شَيبه آورده است كه: در مسجد مدينه بودم كه ديدم زُهْرى و عُروة بن زبير نشستهاند و از على ٧ حرف مىزنند و بدگويى مىكنند.
اين خبر به على بن حسين ٨ رسيد. آمد و در مقابلشان ايستاد و فرمود: «امّا تو، اى عروه! پدرم از دست پدرت به خدا شكايت برد و خداوندْ به سود پدر من، عليه پدر تو حكم كرد ...».
از طرق گوناگون، روايت شده است كه عروة بن زبير مىگفت: هيچ يك از اصحاب پيامبر خدا، چون على بن ابى طالب و اسامة بن زيد، متكبّر نبودند!
عاصم بن ابى عامرِ بَجَلى، از يحيى پسر عروة بن زبير، نقل كرده است كه: هر گاه پدرم از على ٧ ياد مىكرد، به وى بد مىگفت.
٢٥ و ٢٦. زيد بن ثابت و عمرو بن ثابت
زيد بن ثابت، گرايش شديد عثمانى داشت. عمرو بن ثابت نيز گرايش عثمانى داشت و از دشمنان على ٧ و كينهورزان نسبت به وى بود ....
[١] منظور، بقاياى احزابى هستند كه در مدينه در جنگ عليه پيامبر ٦ شركت كرده بودند. در سوره احزاب، درباره همين موضوع، آياتى آمده است.( م)