دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩ - ٢/ ٣ بازگشت خورشيد در عهد پيامبر
كرد. آفتاب را برايش برگردان».
خورشيد، طلوع كرد و كوه يا زمينى نمانْد، مگر آن كه خورشيد بر آن تابيد. آنگاه، على ٧ برخاست، وضو گرفت و نماز خواند. سپس خورشيد، غروب كرد.
٥٧٦٣. البداية و النهاية به نقل از جابر و ابو سعيد: روزى، جبرئيل ٧ بر پيامبر خدا فرود آمد تا از سوى خدا برايش رازگويى كند. وقتى وحى، پيامبر ٦ را فرا گرفت، پيامبر ٦ بر ران امير مؤمنان تكيه كرد و سرش را برنداشت تا آن كه خورشيد، غروب كرد.
على ٧ نماز عصر را به اشاره خواند. هنگامى كه پيامبر خدا به خود آمد، بهعلى ٧ گفت: «از خدا بخواه كهخورشيد را برايت برگردانَد تا نمازت را ايستاده بخوانى».
على ٧ دعا كرد. خورشيد بازگشت و او نماز عصر را ايستاده به جا آورد.
٥٧٦٤. الإرشاد به نقل از اسماء (دختر عُمَيس)، امّ سَلَمه (همسر پيامبر ٦)، جابر بن عبد اللّه انصارى، ابو سعيد خُدْرى و گروهى از صحابه: روزى، پيامبر ٦ در منزلش بودو على ٧ هم نزد او، كه جبرئيل ٧ بر ايشان نازل شد تا از طرف خداى پاك، برايش رازگويى كند.
هنگامى كه وحى، پيامبر ٦ را فرا گرفت، پيامبر ٦ بر ران امير مؤمنانْ تكيه كرد وسرش را برنداشت تا آن كه خورشيد، غروب كرد. از اين رو، امير مؤمنان، ناچارشد نماز عصر را نشسته بخواند و براى ركوع و سجود آن، اشاره كند.
پيامبر خدا، هنگامى كه از آن حالت بيرون آمد، به امير مؤمنان فرمود: «آيا نماز عصرت فوت شده است؟».
گفت: اى پيامبر خدا! به خاطر وضعيّت و حالتى كه در وقت گرفتن وحى داشتى، نتوانستم ايستاده نماز بخوانم.
پيامبر ٦ فرمود: «از خدا بخواه كه خورشيد را برايت برگردانَد تا بتوانى نمازت