دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٠١ - ٣/ ٩ پادشاهى بنى مروان
زماماين مردم را به دست بگيرند.
٥٨٣٣. امام على ٧ درباره مروان بن حكم: پس از آن كه موهاى شقيقهاش سفيد گردد، پرچم گمراهى را به دوش خواهد كشيد و حكومتى [كوتاه] به اندازهاى كه سگ، بينىاش را مىليسد، خواهد داشت.
٥٨٣٤. تاريخ دمشق از ابو سليمان: زمانى، على ٧ دست بر شانه كسى، در محلّههاى مدينه قدم مىزد كه مروان بن حكم در لباسى فاخر سر رسيد؛ جوانى بود نوخاسته، سفيدپوست و شاداب.
[مروان،] خطاب به على ٧ گفت: آيا فلان كار و فلان كار، انجام گرفته است، اى ابو الحسن؟ و على ٧ هم به او خبر مىداد.
وقتى پرسشهاى او تمام شد، از نزد على ٧ رفت. على ٧ به پشت وى نگاه كرد و سپس گفت: «واى بر مردمِ تو از دست تو و فرزندانت، هنگامى كه دو بازوى قدرتت توان گيرد!».
٥٨٣٥. امام على ٧: گويى گمراهى را مىبينم كه در شام، بانگ برمىدارد و بيرقهاى خود را در اطراف كوفه برمىافرازد. پس، هنگامى كه دهان بگشايد و سركشى كند و قدرتش محكم گردد و جاى پايش در زمينْ ثابت شود، فتنه، مردم زمان را به دندان مىدرد، آتش جنگْ شعلهور مىگردد، چهره دُژَمِ روزها نمايان مىشود و زخمهاى شبها آشكار گردد.
هر گاه كِشتههايش سبز شود و به ثمر بنشيند و چون شتر مست بخروشد و شمشيرهايش بدرخشد، از هر سو پرچمهاى به هم پيوسته فتنه بر هم گره مىخورند و چون شب تاريك و درياى متلاطمْ روى مىآورند، چه توفانهايى كه كوفه را در هم بكوبد و چه تندبادهايى كه بر آن بوزد!
چندى نمىكشد كه دو سپاه در هم مىآميزند؛ ايستادهها درو مىشوند و درو