دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣ - ٢/ ٤ بازگشت خورشيد در دوران زمامدارى او
واطاعت پيامبر تو بود. پس، خورشيد را برايش برگردان!».
سوگند به خدا، خورشيد را كه غروب كرده بود، ديدم كه پس از غروب، طلوعكرد و كوه و زمينى نمانْد، مگر اين كه خورشيد بر آن تابيد، تا آن كه على ٧ برخاست، وضو گرفت و نماز خواند. آن گاه، خورشيد، غروب كرد.
٥٧٦٧. امام على ٧ در احتجاجش بر ابو بكر: تو را به خدا، آيا تو آن كسى هستى كهخورشيد به وقت نمازش باز گشت، پس، نماز خواند و آن گاه خورشيدْ غروبكرد، يا من؟
[ابو بكر] گفت: نه؛ تو هستى.
٥٧٦٨. امام على ٧ در روز شورا: شما را به خدا، آيا در بين شما كسى هست كه خورشيدبرايش بازگشته باشد، جز من، به هنگامى كه پيامبر خدا خوابيده و سرشرادر دامن من گذاشته بود تا آن كه خورشيد، غروب كرد و [پيامبر ٦] بيدارشد و گفت: «اى على! آيا نماز عصر را به جا آوردهاى؟». گفتم: نه و او گفت: «خدايا! آن را برايش برگردان، كه او در اطاعت تو و رسول تو بود!»؟
٢/ ٤
بازگشت خورشيد در دوران زمامدارى او
٥٧٦٩. كتاب من لايحضره الفقيه به نقل از جُوَيرية بن مسهر: همراه امير مؤمنان، على بن ابىطالب ٧، از جنگ نهروان برمىگشتيم تا آن كه به هنگام نماز عصر، به سرزمينبابِل رسيديم. امير مؤمنان، پياده شد و مردم هم پياده شدند.
على ٧ فرمود: «اى مردم! اين، زمينى نفرينشده است كه سه بار مورد عذابْواقع شده و در خبر ديگر آمده كه دو بار، مورد عذاب، واقع شده سومى راانتظار مىكشد و اين، يكى از سرزمينهاى واژگونشده است. [نيز]