دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤٩ - ١٧ مطرف بن عبد الله
شعر، با شاعران شام (از قبيل كعب بن جُعَيل و ديگران) بستيزد.
وى در كوفه شراب خورد. على ٧ هم بر وى حد جارى كرد. وى خشمگين گشت و به معاويه پيوست و به هَجو على ٧ پرداخت ....
١٦. حنظله كاتب
از جمله كسانى كه از على ٧ جدا شدند، حنظله كاتب بود.
او و جرير بن عبد اللّه بَجَلى از كوفه به سمت قَرقيسيا خارج شدند و گفتند: در شهرى كه در آن بر عثمانْ خُرده گرفته مىشود، سكونت نمىكنيم ....
١٧. مُطَرَّف بن عبد اللّه
نويسنده الغارات، از اسماعيل بن حكيم، از ابو مسعود جريرى آورده است كه: سه نفر از مردم بصره، كينه على ٧ را همواره در دل داشتند: مُطَرَّف بن عبد اللّه بن شِخّير، علاء بن زياد و عبد اللّه بن شقيق.
نويسنده الغارات مىنويسد: مُطَرَّف، فردى عابد و زاهد بود.
هِشام بن حَسّان، از ابن سيرينْ نقل كرده است كه: ابو يَقظانْ عمّار بن ياسر به منزل ابو مسعود وارد شد و ابن شِخّير، نزد وى بود. [ابن شخّير] از على ٧ با تعبيرى ناشايست ياد كرد.
عمّار گفت: اى فاسق! تو اين جايى؟
ابن مسعود گفت: اى ابو يقظان! درباره مهمانم مراعات كن.
نويسنده الغارات مىگويد: بيشترين دشمنان على ٧ مردم بصره بودند كه گرايش عثمانى داشتند و در دلهايشان كينه روز جمل بود.
على ٧ [نيز] كمتر با مردم، انس مىگرفت و در دين خدا سختگير بود و با دانشى