دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٤٣ - ٨ سمرة بن جندب
نخلت را به اين شخص بفروش و پول آن را بگير».
سمره گفت: چنين نمىكنم.
پيامبر ٦ فرمود: «يك درخت در مقابل آن درخت بردار».
گفت: چنين نمىكنم.
فرمود: «پس باغ را از وى بخر».
گفت: چنين نمىكنم.
فرمود: «اين درخت را به من بده و در بهشت، درختى بِستان».
گفت: چنين نمىكنم.
پيامبر خدا به مرد انصارى گفت: «برو و درخت نخلش را قطع كن، كه وى را در آن درخت، حقّى نيست».
شريك، گزارش كرده است كه: عبد اللّه بن سعد، از حُجْر بن عدى به ما خبر داد كه: به مدينه آمدم و پيش ابو هُرَيره نشستم. پرسيد: از كجا هستى؟
گفتم: از مردم بصره.
پرسيد: سمرة بن جندب، چه كار مىكند؟
گفتم: زنده است.
گفت: هيچ كس به اندازه من دوست ندارد كه عمر وى طولانى باشد.
گفتم: براى چه؟
گفت: [براى اين كه] پيامبر خدا به من، او و حُذَيفه فرمود: «از شما سه نفر، كسى كه آخر بميرد، اهل دوزخ است». حذيفه بر ما پيشى گرفت و اكنون، من آرزومندم كه در مرگ، از سمره پيشى بگيرم.
راوى مىگويد: سمرة بن جندب، زنده ماند تا شهادت حسين ٧ را ديد.