دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠٩ - ١/ ٤ نادانى
به خاطر ظلمى كه بر من روا داشتهاند، رها مساز. پروردگارا! حقّم را از ايشان باز ستان، كه تو حاكمى عادلى.
٦٠٥٩. امام على ٧ در سخنرانىاى كه ايشان به هنگام عزيمت براى جنگ بصره ايراد نمود و در آن، شورشيانى را كه عليه وى برخاسته بودند، مذمّت كرد: مرا چه با قريش؟ به خدا سوگند، آن روز كه كافر بودند، با آنان پيكار نمودم و اكنون كه فريبخوردهاند [نيز] آماده كارزار با آنانم امروز نيز همانند ديروز، هماورد آنان هستم.
به خدا سوگند، قريش از ما كينه به دل نگرفتند، مگر براى آن كه خدا ما را بر آنان برگزيد. با آن كه ما آنان را در زمره خود در آورديم، ولى آنان، چنان بودند كه شاعر گفته است:
به جانم سوگند، بامدادان، پيوسته شير خالص مىنوشيدى
و سرشير و خرماى بىهسته مىخوردى.
ما، اين رتبه را به تو داديم، وگرنه تو شايسته اين مرتبه بلند نبودى
و ما بوديم كه اسبان كوتاهمو و نيزهها را گرداگرد تو فراهم آورديم.[١]
٦٠٦٠. شرح نهج البلاغة به نقل از ابن عبّاس، در گفتگو با عثمان: امّا علّت اين كه قوم ما حكومت را از ما دور ساخت، حسدى است كه به خدا سوگند آن را مىدانى و ظلمى است كه به خدا سوگند از آن، آگاه بودى. خداوند، ميان ما و ايشان قضاوت كند.
١/ ٤ نادانى
٦٠٦١. امام على ٧ در سخنانى كه درباره دو داورِ عراق و شام و نكوهش شاميان بيان داشت: درشتخويانى دونپايه و بندگانى فرومايه از هر گوشه گرد آمده و از اين سو و آن سو
[١] نيز، ر. ك: ج ٤ ص ٤٣٩ ح ٢٠٢٣.