دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٩ - ٣/ ٧ پادشاهى معاويه
سوگند، گويى به غُرنوق (جوان سپيدروى) قريش مىنگرم كهدر خون خود، غوطهور است.
هر گاه آنان چنين كردند، در روى زمين برايشان عذر پذيرى پيدا نخواهد شد و پس از پانزده شب، ديگر براى آنان حكومتى در روى زمين نخواهد بود.[١]
٥٨٢٢. المناقب، ابن شهر آشوب به نقل از اعمَش، از مردى از قبيله همْدان: ما همراه على ٧ در صِفّين بوديم. شاميان، سمت راست سپاه عراق را فرارى دادند. اشتر بر آنان بانگ زد كه برگردند.
امير مؤمنان، خطاب به شاميان مىفرمود: «اى ابو مسلم! آنان را بگير» و اين را سه بار تكرار كرد.
اشتر گفت: مگر ابو مسلم با آنان نيست؟
[على ٧] گفت: «منظورم ابو مسلم خَولانى نيست؛ بلكه منظورم مردى است كه در آخر زمان از مشرق برمىخيزد. خداوند به دست او شاميان را نابود مىسازد و پادشاهى بنى اميّه را مىگيرد».
٣/ ٧ پادشاهى معاويه
٥٨٢٣. امام حسن ٧: امير مؤمنان، يك روز كه مرا خوشحال ديد، گفت: «اى حسن! آياخوشحالى مىكنى؟ چگونه خواهى بود، وقتى پدرت را كشته ببينى، يا وقتىبنىاميّه به حكومتْ برسند و زمامدارشان گلو گشادِ شكمگُندهاى باشد كهبخورد و سير نشود و در حالى كه نه در آسمانْ ياورى و نه در زمين، عذرپذيرىداشته باشد، بميرد و آن گاه، بر شرق و غرب زمينْ مستولى شود وبندگان بر او گردن نهند؟!
[آن زمامدار] پادشاهىاش طولانى مىشود و بدعت و گمراهى را بنيان مىنهد وحق و سنّت پيامبر خدا را از بين مىبرد، اموال را در بين دوستدارانش تقسيممىكندو از مستحقّش دريغ مىدارد. مؤمن در حكومتش خوار مىگردد وفاسق در پادشاهىاش قوى مىشود. اموال را در
[١] در ادامه، ابن ابى الحديد گفته: غرنوق، ابراهيم امام، شخصى قُرشَى است كه بنى اميّه او را كشتند و پس از كشتن او روزگارشان به سرآمد. در چگونگى كشتنش گزارشها گوناگون است. مىگويند به شمشير كشته شد و مىگويند او را در در گودال پُر از نوره، خفه كردند. حديث امير مؤمنان، گونه اوّل را تأييد مىكند.