دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٤٩ - ٣/ ٣ مرگ جاهلى
به دوش مىكشد، يعنى پادشاه خوشگذرانى كه به واسطه ناسزاگويى به من، به وى نزديكى مىجويند و در نزد وى، از دين من بيزارى مىجويند و بزرگىِ تبارِ مرا خوار مىشمارند، نابود مىشوند. ريشه من، ريشه پيامبر ٦ است و دين من، همان دين پيامبر ٦.
و سه كس به خاطر من، رستگار مىشوند: دوستدار پيرو، دشمنِ آن كه با من دشمن است، و دوستدار آن كه دوستدار من است. هر گاه بندهاى مرا دوست بدارد، دوستدار مرا نيز دوست مىدارد و با دشمن من دشمنى مىكند و از من پيروى مىكند.
هر كس بايد قلب خويش را بيازمايد؛ زيرا خداوند در وجود هيچ كس، دو قلب قرار نداده تا با يك قلب دوست بدارد و با قلب ديگر، دشمنى كند.
هر كه قلبش از مِهر غير ما سيراب شده، بر ضدّ ما تبانى كرده است. پس بداند كه خداوند عز و جل و جبرئيل و ميكائيلْ دشمن اويند، و خداوندْ دشمن كافران است.
٣/ ٣ مرگ جاهلى
٦١٢١. پيامبر خدا ٦: هر كس على را، چه در دوران حيات او و چه پس از رحلتش، دوست بدارد، خداوند عز و جل تا زمانى كه خورشيدْ طلوع و غروب مىكند، آسايش (امنيّت) و ايمان را براى وى رقم مىزند و هر كس على را، چه در دوران حياتش و چه پس از رحلتش، دشمن بدارد، مرگ او جاهلى خواهد بود و به خاطر آنچه در دوران اسلامْ انجام داده [نيز] مؤاخذه خواهد شد.
٦١٢٢. امام على ٧: پيامبر خدا در پىِ من بود و مرا كنار نهرى [بر روى خاك،] در خواب يافت. فرمود: «برخيز. مردم را از اين كه تو را" ابو تراب" مىنامند، سرزنش نمىكنم».
پيامبر ٦ احساس كرد كه من از اين سخن، غمگين شدهام. پس فرمود: «برخيز، كه به خدا سوگند، تو را خشنود مىسازم. تو برادر من و پدر فرزندان من هستى، از سنّتم دفاع مىكنى و شانهام را [از بار مسئوليتها و تعهّدات] آزاد مىكنى.
هر كه در روزگار من بميرد، گنجينه خدايى است و هر كه در روزگار تو بميرد، به عهد و پيمان خود، وفا كرده است و هر كه پس از رحلت تو، در حالى كه تو را دوست مىدارد، و بميرد، خداوندْ تا زمانى كه خورشيدْ طلوع و غروب مىكند، آرامش و ايمان را براى او رقم مىزند و هر كه در حالى كه تو را دشمن مىدارد، بميرد، به مرگ جاهلى مرده است و براى