دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٣٣ - حديث
پيرمرد را بلند كردند. گفت: من ديوانه نيستم؛ امّا اى معاويه! تو را به خدا سوگند، آيا آن زمان را به ياد نمىآورى كه نزد پيامبر خدا نشسته بوديم و على وارد شد. پيامبر ٦ از وى استقبال كرد و فرمود: «خداوند، آن را كه با تو مىجنگد، بكُشد و دشمنت را دشمن بدارد!»؟
ر. ك: ج ١ ص ٤٤١ (برخى از دعاهاى پيامبر براى امام/ خدايا! هر كس او را دوست مىدارد، دوست بدار، و هر كس دشمنش مىدارد، دشمن بدار).
ج ٢ ص ٢١٧ (حديث غدير).
٢/ ٧ بر حذر داشتن از آزردن على
قرآن
«كسانى كه مردان و زنان مؤمن را، بدون آن كه مرتكب عملى [ناروا] شده باشند، آزار مىرسانند، زير بار بُهتان و گناهى آشكار رفتهاند».
حديث
٦٠٩٦. كشف الغمّة به نقل از مُقاتل بن سليمان، درباره اين سخن خداوند متعال كه فرمود: «و كسانى كه مردان و زنان مؤمن را، بدون آن كه مرتكب عملى [ناروا] شده باشند، آزار مىرسانند»: اين [آيه]، درباره على بن ابى طالب ٧ نازل شده است و ماجرا از اين قرار است كه گروهى از قريش، وى را اذيّت مىكردند و بر او دروغ مىبستند.[١]
٦٠٩٧. تفسير القرطبى در تفسير اين سخن خداوند متعال: « «و كسانى كه مردان و زنان مؤمن را، بدون آن كه مرتكب عملى [ناروا] شده باشند، آزار مىرسانند، زير بار بُهتان و گناهى آشكار رفتهاند»»: گفته شده است كه اين [آيه]، درباره على ٧ نازل شده است؛ زيرا منافقانْ وى را آزار مىدادند و بر او دروغ مىبستند.
[١] ر. ك: ص ٥٢١( ابن عباس).