دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٧٤ - نكته اول پيچيدگى شخصيت عمر بن عبد العزيز
اين سياست با تلاش پيگير حزب حاكم اموى، تا حدود زيادى در ذهن و زبان مردمْ مؤثّر افتاد، به گونهاى كه پس از شصت سال، وقتى عمر بن عبد العزيز (در سال ٩٩ ق) دستور «منع دشنامگويى به على ٧» را صادر كرد، شمارى از مردم ناآگاه و غوطهور در تبليغات امويان و نيز كسانى از وابستگان حزب حاكم، گفتند سنّتى اسلامى ترك شده است![١]
انگيزه جلوگيرى از دشنامگويى به على
آنچه عمر بن عبد العزيز انجام داد، آن هم پس آن همه تلاش و تأكيد امويان، كارى بس مهم بود. از اين روى، اين كارِ وى، به لحاظ تاريخى حادثهاى مثبت در روزگار كوتاه حكومت او تلقّى شده، و شخصيّت وى بدين جهت، بسيار ستوده شده است.
اكنون سزامند است كه در اين باره اندكى درنگ كنيم و اين پرسش را در ميان نهيم كه: عمر بن عبد العزيز، چرا و در پى چه هدفى به اين كار، همّت گمارد؟ چه انگيزهاى او را به جلوگيرى از دشنامگويى به على ٧ وا داشت؟ به واقع، او براى اين كار، انگيزه الهى داشت، يا انگيزه سياسى و اجتماعى؟
پيش از آن كه پاسخ اين پرسشها را بياوريم، براى رسيدن به حقيقت، بايد به دو نكته توجّه كنيم:
نكته اوّل. پيچيدگى شخصيّت عمر بن عبد العزيز
بررسى دقيق زندگانى عمر بن عبد العزيز، نشانگر آن است كه او چهرهاى سياسى و پيچيده با پيشينه فرهنگى بوده است. شايد بتوان او را در ميان امويان، به مأمون در ميان عبّاسيان، مانند كرد.
او در خردسالى، قرآن را حفظ كرد و در نوجوانى براى تحصيل به مدينه رفت.
[١] بحر المعارف، همدانى.