دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٩ - ٢/ ٦ نفرين پيامبر بر دشمنىورزان با على
بريده گفت: آرزو كردم كه: اى كاش زمين برايم شكافته شود و من به درونش فرو روم؛ و گفتم: از خشم خدا و پيامبرش به خدا پناه مىبرم. اى پيامبر خدا! از خدا برايم آمرزش بخواه. پس از اين، هرگز با على دشمنى نخواهم كرد و دربارهاش چيزى جز خير نخواهم گفت.
آن گاه پيامبر ٦ براى او آمرزش خواست.
ر. ك: ج ٢ ص ١١٩ (احاديث ولايت).
٢/ ٦ نفرين پيامبر بر دشمنىورزان با على
٦٠٨٧. پيامبر خدا ٦ درباره على ٧: خداوندا! دوستش را دوست بدار و دشمنش را دشمن بدار.
٦٠٨٨. پيامبر خدا ٦ درباره على ٧: خداوندا! دوستش را دوست بدار و دشمنش را دشمن بدار، و يارىكنندهاش را يارى كن و خواركنندهاش را خوار گردان.
٦٠٨٩. پيامبر خدا ٦: هر كه من مولاى اويم، على مولاى اوست. خداوندا! با هر كه با على دوستى مىكند، دوستى كن و با هر كه با على دشمنى مىكند، دشمنى كن و هر كه او را دوست مىدارد، دوستش بدار و با هر كه با او كينه مىورزد، كينه بوَرز و هر كه او را يارى مىكند، يارىاش كن و هر كه او را خوار مىكند، خوارش گردان.
٦٠٩٠. امام حسن ٧: پيامبر خدا بر منبر بود كه على ٧ را خواست و دست وى را گرفت و فرمود: «خداوندا! دوستش را دوست بدار و دشمنش را دشمن بدار. خداوندا! براى دشمن على، بر روى زمين، نشيمنگاهى و در آسمان، راه عروجى قرار مده و او را