دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥٧ - ٤/ ٣ محبوبترين خلق خدا
ابو بكر آمد. [پيامبر ٦] وى را رد كرد. آن گاه، عمر آمد. [پيامبر ٦] وى را نيز برگرداند. سپس على ٧ آمد. [پيامبر ٦] به وى اجازه داد.
٦٠٢٠. تاريخ دمشق به نقل از انس بن مالك: به پيامبر خدا كبكى بريان با نان و خَردَل پرورده در روغن زيتون، هديه شد. فرمود: «بار الها! محبوبترينْ بندهات را برسان تا با من از اين غذا تناول كند».
عايشه گفت: بار الها! آن شخص پدرم باشد. حفصه گفت: الهى! پدر من آن شخص باشد. من نيز گفتم: الهى! سعد بن عُباده را مشمول اين دعا قرار بده.
صداى در را شنيدم و خارج شدم. على ٧ پشت در بود. به وى گفتم: پيامبر خدا مشغول است. او برگشت.
دوباره صداى در شنيدم و خارج شدم. على ٧ پشت در بود. گفتم: پيامبر خدا مشغول است. وى برگشت.
بار ديگر، صداى در آمد و على ٧ [از پشت در] سلام كرد. پيامبر خدا، صداى على ٧ را شنيد و [به من] فرمود: «بنگر كه چه كسى است».
خارج شدم. على ٧، پشت دمِ در بود. نزد پيامبر خدا آمدم و به ايشان خبر دادم. فرمود: «بگذار وارد شود».
على ٧ آمد. پيامبر خدا دوبار فرمود: «بار الها! او نزد من دوستداشتنىترين بندهات است!».
٦٠٢١. شرح الأخبار به نقل از ابو ايّوب انصارى: به پيامبر خدا مرغى كه به آن، كبك گفته مىشود هديه گرديد و پيش روى ايشان قرار داده شد. فرمود: «بار الها! محبوبترينْ بندهات را برسان تا با من از اين طعام، تناول كند».
انس بن مالك، عايشه و حفصه نزديك ايشان نشسته بودند. عايشه گفت: بار الها! ابو بكر را مشمول اين دعا قرار بده.
حفصه گفت: بار الها! عمر را مشمول اين دعا قرار بده.
انس نيز گفت: بار الها! سعد بن عباده يا مردى از انصار را مشمول اين دعا قرار بده.