دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢٥ - ٨/ ١ ٤ ام سلمه
٨/ ١ ٣ ابو بَكره
٦٢٨٧. تاريخ الطبرى به نقل از على بن محمّد: بُسر بر منبر بصره سخنرانى كرد و على ٧ را دشنام گفت. آن گاه گفت: هر كس مىداند من راست مىگويم، او را به خدا سوگند مىدهم كه مرا تصديق كند و هر كس مىداند من دروغ مىگويم، مرا تكذيب كند.
ابو بكره گفت: خدا شاهد است كه ما تو را جز دروغگو نمىدانيم.
بُسر، فرمان داد تا او را خفه كنند؛ ولى ابو لؤلؤ ضَبّى بلند شد و خود را روى او افكند و مانع خفه كردن او شد.
٨/ ١ ٤ امّ سَلَمه
٦٢٨٨. المستدرك على الصحيحين به نقل از ابو عبد اللّه جدلى: وارد خانه امّ سلمه شدم. به من گفت: آيا در بين شما به پيامبر خدا دشنام گفته مىشود؟
گفتم: پناه بر خدا! يا منزّه است خدا! يا كلمهاى شبيه به اينها گفتم.
گفت: از پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمود: «هر كس على را دشنام بگويد، مرا دشنام گفته است».
٦٢٨٩. المصنَّف، ابن ابى شيبه به نقل از ابو عبد اللّه جدلى: امّ سلمه به من گفت: اى ابو عبد اللّه! آيا در بين شما به پيامبر خدا دشنام گفته مىشود و شما غيرت نشان نمىدهيد؟!
گفتم: چه كسى پيامبر خدا را دشنام گفته است؟
گفت: به على و دوستداران وى دشنام گفته مىشود كه پيامبر خدا او را همواره دوست مىداشت.