دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩ - ٢/ ٥ اشعارى درباره اين معجزه بزرگ
[على ٧] فرمود: «به جايى قدم نمىگذاريم، مگر آن كه زشتتر از جاى قبلىاست».
[به مسيرمان ادامه داديم تا] به مكانى رسيديم كه نسبت به جاهايى كه ديدهبوديم، زيباتر بود و خورشيد داشت غروب مىكرد. على ٧ پياده شد و من همهمراه او پياده شدم. او خداوند را خواند [و] خورشيد به مقدار نماز عصربرگشت. نماز عصر را به جا آورديم. آن گاه خورشيد، غروب كرد.
٥٧٧٢. الإرشاد: جريان بازگشت خورشيد براى على ٧ پس از پيامبر ٦ چنين بود كه وقتى وى مىخواست براى ورود به بابل از فرات بگذرد، بسيارى از ياران وى بهگذراندن چارپايان و وسايلشان [از فرات] پرداختند و وى با گروهى نماز عصر راخواند.
مردم هنوز عبور نكرده بودند كه خورشيد، غروب كرد و نماز بسيارى فوت شدو اكثر مردم، فضيلت نماز جماعت گزاردن به همراه وى را از دست دادند. [بنا براين،] در اين باره با هم گفتگو مىكردند.
هنگامى كه وى بحث آنان را در اين مورد شنيد، از خداوند عز و جل خواست كهخورشيد را براى وى برگرداند تا همه يارانش براى گزاردن نماز عصر در وقتآن، گرد آيند.
خداوند عز و جل، دعاى على ٧ را در باز گرداندن خورشيد، اجابت كرد و خورشيددرافق، با همان حالتى كه هنگام عصر داشت، پديدار شد.
هنگامى كه على ٧ سلام نماز را داد، خورشيد، غروب كرد و صداى شديدى ازآن شنيده شد كه مردم را ترساند و آنان، تسبيح و تهليلو استغفار و سپاسخداوندرا بر نعمتى كه براى آنان آشكار شده بود، فراوان به جاى آوردند.
خبر اين موضوع در همه جا پيچيد و بين مردم، پخش شد.
٢/ ٥
اشعارى درباره اين معجزه بزرگ
٥٧٧٣. بشارة المصطفى به نقل از عبد اللّه بن عبّاس: حَسّان را، در حالى كه در مِنا با پيامبر ٦ ايستاده بود، ديدم.