دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٢٩ - ٨/ ١ ٧ حسن بصرى
سخن گفتيد. من به خدا سوگند مىخورم كه خودم از پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمود: «در روز رستاخيز، بيشتر از شمار سنگها و درختانِ روى زمين، شفاعت مىكنم».
به خدا سوگند، هيچ كس بيشتر از خويشانش به شفاعت او نايل نخواهد شد. آيا مىپنداريد كه شفاعت او به شما خواهد رسيد و از خانوادهاش باز خواهد ماند؟!
٨/ ١ ٦ بُرَيده
٦٢٩٣. مسند الرويانى به نقل از ابن بُرَيده، از پدرش: وى بر معاويه وارد شد، در حالى كه مردى به على ٧ بد مىگفت و وى را دشنام مىداد.
[پدرم] گفت: اى معاويه! آيا به من اجازه سخن گفتن مىدهى؟
معاويه كه فكر مىكرد او هم مثل آن مرد، سخن خواهد راند، گفت: حرف بزن.
[پدرم] گفت: از پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمود: «من اميد دارم كه به شمار همه درختان و سنگها، شفاعت كنم». اى معاويه! آيا تو اميد شفاعت ايشان را دارى و على اميد آن را ندارد؟!
معاويه گفت: ساكت شو! تو پيرى هستى كه عقلت از بين رفته است.
٨/ ١ ٧ حسن بَصرى
٦٢٩٤. شرح نهج البلاغة به نقل از اشعث بن سوّار: عَدىّ بن اوطات، على ٧ را بر منبر، دشنام گفت. حسن بصرى گريست و گفت: امروز، مردى دشنام داده شد كه در دنيا و آخرت، برادر پيامبر خداست.