دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٩ - ٥/ ٩ عبيد الله بن زياد
خانوادهاى بد داشت و چون نام پيامبر ٦ برده مىشد، آنان سرهايشان را [به بىاعتنايى] تكان مىدادند.
سعيد بنجُبَير آوردهاستكه عبد اللّه بنزبير بهعبد اللّه بن عبّاس گفت: اين چه حديثى است كه از تو مىشنوم؟
[ابن عبّاس] گفت: منظورت چيست؟
گفت: توبيخ و مذمّت من.
پاسخداد: از پيامبر خدا شنيدمكه مىفرمود: «چه زشت است كه مرد مسلمان، سير باشد و همسايه وى گرسنه».
ابن زبير گفت: دشمنى با شما اهل اين خاندان را از چهل سال پيش در دل دارم.
ر. ك: ص ٥٤٣ (محمّد بن حنفيّه).
٥/ ٩ عبيد اللّه بن زياد
٦١٩٩. شرح نهج البلاغة به نقل از ابو غَسّان بصرى: عبيد اللّه بن زياد براى ترويج دشمنى با على بن ابى طالب ٧ و بدگويى درباره او، چهار مسجد بنا كرد: مسجد بنى عَدى، مسجد بنى مُجاشِع، مسجدى در محلّه علّافين (در لنگرگاه بصره)، و مسجدى در قبيله ازْد.
٦٢٠٠. تاريخ الطبرى به نقل از حميد بن مسلم، درباره حوادثى كه پس از شهادت امام حسين ٧ و ورود اهل بيت وى به كوفه اتّفاق افتاد: ابن زياد، بالاى منبر رفت و گفت: سپاس، خدايى را كه حق و اهل حق را آشكار كرد و يزيد بن معاويه و حزبش را پيروز گردانيد و دروغگو فرزند دروغگو، حسين بن على و پيروانش را كُشت.