دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٧٦ - نگاهى دوباره به انگيزههاى جلوگيرى از دشنامگويى به على
اهل بيت : جايگاه ويژهاى دارد.[١] در اين مورد، دست كم از اشاره به يك نكته تأمّلبرانگيز نمىتوان تن زد و آن، تكرار بسيار زياد «صلوات فرستادن بر محمّد و آل محمّد» است كه در آن روزگاران، بىگمان در فرا ياد آوردن چهرههاى منوّر اهل بيت و على بن ابى طالب :، نقش ارجمندى داشته است.[٢]
اين همه به همراه مسائل بسيار ديگر كه اكنون مجال پرداختن به آنها نيست عملًا و به تدريج، امّت اسلامى را با واقعيّت سياسى جهان اسلام، آشنا ساخت و جنايات و تباهىهاى بنى اميّه را در پيش ديدهها نهاد و جايگاه پيشوايان الهى را آشكار نمود. حتّى مىتوان گفت زمينه را براى قيامى همهجانبه و سراسرى آماده ساخت، بدان سان كه به سال ١٣١ ق، حكومت بنى اميّه فرو ريخت و بنى عبّاس بر روى كار آمدند.
نگاهى دوباره به انگيزههاى جلوگيرى از دشنامگويى به على
اكنون، در پرتو آنچه آورديم و با توجّه به نكات ديگرى كه ياد مىكنيم، بايد چگونگى و چرايى جلوگيرى عمر بن عبد العزيز از دشنامگويى به على ٧ را با نگاهى دوباره تحليل كنيم:
در بخش متون تاريخى آورديم كه يك بار، معلّمِ عمر بن عبد العزيز با تمهيدى شايسته، او را به زشتى «لعن على ٧» متوجّه مىسازد و شخصيّت على ٧ را به گونهاى تأمّلبرانگيز و شايسته در فكر و ذهن وى جاى مىدهد.
نيز در همان بخش آورديم كه وقتى پدرش در خطبهها به «دشنامگويى به على ٧»
[١] استاد محمّد رضا حكيمى در كتاب خواندنى و سودمند امام در عينيّت جامعه( ص ٢٤)، بدين نكته اشاره كرده است.
[٢] در اين مورد، مراجعه به كتاب جهاد الإمام السجّاد ٧ از استاد سيّد محمّد رضا حسينى جلالى، و بويژه فصل دومِ آن، توصيه مىشود.